خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

سلام.پس از مدتها وبلاگم كه ديگر توسط خودم هم خوانده نميشد خوانده شد و البته در پاسخ به نوشته يك خواهر گرامي بنده هم مطلبي نگاشتم كه تصميم گرفتم آن را پست كنم.منتها در ابتدا بايد پاسخي به سوال برخي دوستان در مورد تفال به قران بدهم.بايد بگويم كه من هنوز به قرآن تفال ميزنم همانگونه كه دوستان ميدانند قرآن از لحاظ ادبي يك نثر پريشان است لذا هر كسي برداشت خاصي از تفال به قرآن ميكند و بنده به اين نتيجه رسيدم كه اين تفالات در صورت اعلان رسمي شدن در آينده زمينه برخي تعصبات و يا دين زدگي ها را فراهم كند لذا تصميم گرفتم از انتشار آنها خودداري كنم.و اما پاسخ من به يكي از پي نوشت ها

خواهر گرامي سلام
نوشته هاي مرا بدبيني قلمداد كرده ايد و بي انصافي.اما متاسفانه خود چنان نگاشته ايد كه بسيار بدبينانه تر از من به موسوي و خاتمي تاخته ايد.اميدوارم حالا كه نگاشته شما را بر مطالبم پذيرش كردم وارد يك بحث منطقي و دور از تعصب شويم.آنچه كه من نوشته ام حداقل در اين پست ناظر به مسايلي است كه يا خود ديده ام يا به طور مستند تقريبا در اختيار همه هست اما متاسفانه شما دقيقا به تبعيت از نامزد محبوبتان فقط با برخي اتهامات واهي هر چه خواسته ايد نتيجه گرفته ايد.من نميدانم اين چه دردي است كه در مملكت ما عده اي دايه عزيزتر از مادر شده اند.همسر و پسر شهيد رجايي .فرزندان شهيد بهشتي پشت سر موسوي ايستاده اند و بعد ما با اتهاماتي كه از محافل كيهاني و از آستين عاليجناب زورگ بيرون مي آيد هر چه را كه يك شخص انجام داده سياه ميبينيم و بعد طرف مقابلمان را بدبين و بي انصاف ميخوانيم.اگر من از نامزد محبوب جنابعالي متنفرم به خاطر دروغهايش است .من چند نمونه از اين فريبكاري ها و دروغها را مجدد بر ميشمارم اگر شما ميتوانيد مرا قانع كنيد .قبلا در مورد طرح مزورانه و دغل تثبيت قيمت ها نوشته ام باز براي يادآوري ميگويم.اين طرح در كنار بودجه سال 84 توسط مجلس ننگين و شرم آور هفتم به تصويب رسيد و قالب كلي آن قطع كردن راهي بود كه از سالها قبل آن جهت واقعي سازي پلكاني قيمت حامل هاي انرژي آغاز شده بود و پس از طي عمري در حدود 15 سال كاملا كنترل شده بود و تورم جامعه در قبال افزايش 20 درصدي ساليانه حاملهاي انرژي در پايان سال 83 به رقمي زير 15 درصد رسيده بود و جامعه در قبال اين افزايش نسبتا با ثبات و بي تنش بود.تنها تنش هاي موجود تنشهايي سياسي بود كه منشا آن نيز هيچ كس جز حاميان نامزد محبوب شما نبودند.نامزد محبوب شما كه در آن سالها سمت شهرداري تهران را بر عهده داشت شبي به همره يار سابق و دشمن فعليش دكتر محمد خوش چهره به همراه دوست ملت اسراييل جناب ا.ر.م در برنامه اي به نام پرسمان كه در آن سالها به مناسبت سال پاسخگويي پخش ميشد شركت كرده و رسما” افزايش قيمتها به صورت پلكاني را به تمسخر گرفتند و همه دلايل را زير سوال بردند .متعاقب آن مجلس مايه ننگ هفتم طرح را در مقابل عجز و لابه هاي بيشمار خاتمي و ديگر دلسوزان جامعه تصويب كرد . حال من يك سوال دارم چگونه است كه پس از كلي مانور تبليغاتي روي طرح پرداخت نقدي يارانه ها اين طرح در ميان دولتيان و مجلسيان به شكل همان طرح قديمي(افزايش پلكاني قيمتها) و با اسم هدفمند سازي و نقدي كردن يارانه ها مطرح و به آستانه تصويب ميرسد واز آن به عنوان جراحي بزرگ اقتصادي نام برده ميشود اما كسي دم بر نمي آورد كه اين همان باز گشت به رويه 5 سال قبل است و تنها عايدي اصولگرايان براي اين مملكت وقفه 5 ساله در هدفمند كردن يارانه ها بوده و كلي خسارت و تورم شديد در 3 سال گذشته.
موضوع د يگر مساله هسته اي است .در دولت اول آقاي هاشمي پس از سالها سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران به پايان نيمه عمر خود رسيد و با توجه به ضرورت فعاليت اين رآكتور براي مصارف راديو دارويي وپزشكي و كشاورزي با مكاتبه با آژانس انرژي اتمي اين سوخت اگرچه سخت اما توسط كشورهاي توليد كننده به ما فروخته شد.پس از تحويل گرفتن دولت توسط نامزد محبوب شما شعارهاي زيادي داده شد اما پس از اين همه جنجال باز هم ما براي سوخت رآكتور تهران دست به دامان غرب شديم .سوال اين است كه چگونه است كه خريد سوخت بدون هزينه هاي جانبي و بي سروصدا در 16 سال پيش پيروزي بزرگ و ملي و غرور آفرين نبوده اما امروز پس از تحمل اين همه هزينه پيروزي بزرگ و غرور آفرين خوانده ميشود.
نوشته ايد خاتمي اسلام گريز است قطعا” خاتمي موسوي و امثال بنده از اسلامي كه تبلور نظري آن در كيهان و موسسه امام خميني قم و تبلور عملي آن در كهريزك و دادگاههاي ايران است گريزانيم.اصلا موسوي و خاتمي جز به خاطر اينها احساس خطر نكردند.
نوشته ايد نامزد محبوب شما نيتش خير است حال آنكه هر روز كه از پس روزي ديگر در اين ديار دير پا طلوع ميكند من گمانم بر عمدي بودن وخائنانه بودن اقدامات اين مرد ثابت و راسخ تر ميشود.
خواهر گرامي نفاق روزي ايجاد شد كه عده اي علي را از پس پيامبر به حاشيه راندند و خود بر متن سوار شدند.نفاق محصول بيست و اندي سال خانه نشيني علي و ياران علي است و شما خود بهتر ميدانيد كه در اين انقلاب كه الگويش به حق قيام رسول الله است ما هنوز ياران حاشيه نشين را به مصدر نديده ايم تا نقاب از رخ منافقان بر افتد و شما ببينيد چه كساني فتنه را چون شتري مست از مسند و تريبون خويش پي كرده و امت را چون خس و خاشاك خوراك اين اشتر مست كردند.

باسلام.
هفته گذشته در مسافرت بودم و صحنه هاي شور آفريني از موج سبز در جاده هاي ايران مشهود بود.متاسفانه تفاءل هفته گذشته ام روز شنبه انجام شد و تا كنون نتوانسته ام آنرا به روي وب بياورم لذا اكنون متن ترجمه آن تفاءل كه آيات63 تا 73 سوره احزاب بود را در اين پست قرار ميدهم و در پست بعدي آيات مربوط به تفاءل امروز جمعه 30 مرداد رامي نگارم .

به نام خداوند بخشنده مهربان
مردم از تو مي پرسند كه ساعت قيامت كي خواهد بود؟جواب ده كه آنرا خدا ميداند و بس.و تو چه ميداني(بگو به اين مردم غافل)شايد آن ساعت بسيار موقعش نزديك باشد.
خدا كافران را لعن كرده و بر آنان آتش افروخته دوزخ مهيا گردانيده است.
كه در آن دوزخ هميشه معذبند و (بر نجات خود)هيچ يار و ياوري نخواهند يافت.
در آن روز صورتهاشان در آتش همي بگردد و(فرياد پشيماني از دل بركشندو)گويند اي كاش ما (در دنيا)خدا و رسول را اطاعت ميكرديم.
و گويند اي خدا ما اطاعت امر بزرگان و پيشوايان(فاسد ) خود را كرديم كه ما را به راه ضلالت كشيدند.
و تو اي خدا عذاب آنان را (سخت و )مضاعف ساز و به لعن و غضب بزرگ و شديد گرفتارشان گردان.
اي كسانيكه ايمان آورده ايد شما مانند آن مردمي نباشيد كه پيغمبرشان موسي را (به تهمت زنا و قتل هارون و ديگر عيبجويي ها )بيازردند تا آنكه خدا او را از آنچه گفتند منزه ساخت( و پاكدامني اش بر همه روشن گردانيد.)و او نزد خدا (پيغمبري )آبرومند و محترم بود.
اي اهل ايمان متقي و خدا ترس باشيد و هميشه به حق و صواب سخن گوييد.
تا خدا اعمال شما را (به لطف خود)اصلاح فرمايد و از گناهان شما در گذرد.وهركه خدا و رسول را اطاعت كند البته به سعادت و فيروزي بزرگ نايل گرديده است.
ما بر آسمانها و زمين و كوههاي عالم (و قواي عالي و داني ممكنات) عرض امانت كرديم (و به آنها نور معرفت و طاعت و عشق و محبت كامل حق يا بار تكليف يا نماز و طهارت يا مقام خلافت و ولايت و امامت را ارائه داديم) همه از تحمل آن امتناع ورزيده و انديشه كردند و انسان (ناتوان) آن را بپذيرفت انسان هم(در مقام آزمايش و اداء امانت) بسيار ستمكار و نادان بود( كه اكثر به راه جهل و عصيان شتافت).
(اين عرض امانت) براي آين بود كه خدا مرد و زن منافق و مرد و زن مشرك همه را به قهر و عذاب گرفتار كند و از مرد و زن مومن(به رحمت) در گذرد و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه

ضمن تبريك فرا رسيدن ماه ميهماني خدا از همه دوستان تقاضا دارم دعا براي شادي روح شهداي آزادي و آزادي اسيران در بند دشمن غدار را فراموش نكنيد.

با سلام
در پست قبلي تفالي از قران را به نگارش آوردم كه براي من بسيار مايه اميد است.اصولا” كساني كه تاريخ مبارزات انقلابيون مسلمان ايراني را نيك نگريسته اند به خوبي در مي يابند كه قران چه پناه و ملجاء مستحكمي براي آنان بوده است. اگر چه من نميتوانم خود را به اين افتخار بيارايم كه يك انقلابي هستم اما بسيار خرسندم كه از هواداران خط امام و خط اصيل انقلاب اسلامي و از دوستداران پيشگامان كنون در بند اين عرصه سخت هستم.لذا جديدا” تصميم گرفتم كه با تاءسي از آنان به قرآن پناه ببرم.و در تصميم ديگري قصد دارم بخشي از مطالبم را به تفاءل به قران كريم در هر صبح جمعه بعد از نماز صبح اختصاص دهم.بدينوسيله هم اميد را پيش روي خود و خوانندگان وبلاگم قرار داده هم در وب نگاري صاحب نظم شده و ركود به سراغ وبلاگم نخواهد آمد.
تفآل امروز صبح من در جمعه مصادف با نيمه شعبان سالروز ميلاد منجي زيباي عالم بشريت آيات 171 الي178 سوره اعراف است كه ترجمه آن به شرح زير است:

به نام خداوند بخشنده و مهربان
و آنگاه كه كوه طور را از جاي بركنديم و مانند قطعه ابري بر فراز سر آنها بر آورديم كه پنداشتند بر آنها فرو خواهد افتاد(وامر كرديم)دستور توراتي كه به شما آمد با قوت (ايمان و عقيده محكم)اخذ كنيد و آنچه در آن مذكور است متذكر شويد باشد كه پرهيزكار شويد.
و به ياد آر هنگامي كه خداي تو از پشت فرزندان آدم ذريه آناها را بر گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟همه گفتند بلي ما گواهي دهيم .(برخي مفسرين گفتند:مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در نشاءه ذر و عالم روح و گواهي آنها به نور تجرد و شهود به توحيد خدا و ربانيت اودر عوالم ملك و ملكوت.)(و ما اين گواهي گرفتيم) كه ديگر در روز قيامت نگوييد:ما از اين واقع غافل بوديم.
يا آنكه نگوييد كه منحصرا”پدران ما به دين شرك بودندو ما هم فرزندان بعد از آنها بوديم آيا به عمل زشت اهل باطل ما را به هلاكت خواهي رسانيد؟
و بدين گونه ما آيات خود را تفصيل ميدهيم(تا آيات ما را بفهمند)و باشد كه بازگردند.
و بخوان بر اين مردم(بر قوم يهود)حكايت آن كس(بلعم باعور) را كه ما آيات خود را به او عطا كرديم و او از آن آيات بيرون رفت و شيطان او را تعقيب كرد تا از گمراهان عالم گرديد.
و اگر ميخواستيم به آن ايات او را رفعت و مقام مي بخشيديم ليكن او به زمين (تن) فروماند و پيرو هوي نفس گرديد و در اين صورت مثل و حكايت حال او به سگي ماند كه اگر بر او حمله كني و يا او را به حال خود واگذاري به عوعو زبان كشد. اين است مثل مردمي كه آيات ما را بعد از علم به آن تكذيب كردندپس اين حكايت بگو باشد كه به فكر آيند.
مثل حال گروهي كه آيات ما را تكذيب كردند و به خويش ستم مي كردند بسيار بد مثلي است.
هر كه را خدا هدايت فرمايد هم اوست كه هدايت يافته و آنها را كه به گمراهي واگذارد هم آنان زيانكاران عالمند.

راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
در پايان با شعري از استاد هوشنگ ابتهاج(سايه) سخن به پايان برده با آرزوي طلوع عيدي خالي از ظلم شما را به خدا ميسپارم.
ياران من به بند
در دخمه هاي تيره و تاريك باغ شاه
در عزلت تتب آور تبعيدگاه خارك
در هر كنار و گوشه اين دوزخ سياه.

با سلام
امروز نزديك 50 روز از انتخابات پر شكوه 22 خرداد ميگذرد.انتخاباتي كه به حق بزرگترين جلوه تمدن بزرگ ايران بود. تمدني كه قبل از اسلام بسياري از جلوه هاي ناب اسلام ناب محمدي را در خود داشت.تمدني كه از دروغ و نيرنگ و كشتار بيگناهان بيزار بود.ولي افسوس كه اين انتخابات پر شكوه با سحر و جادوي همه قابيليان از نمرود و فرعون گرفته تا ابوجهل و ابوسفيان ها رنگ تقلب و تزوير و خون به خود گرفت.در اين مدت مطلبي ننوشتم چون منعتقد بودم نيازي نيست به حرف چرا كه امتي را سر تا پا عمل مجهز به سكوت ميديدم.البته همانگونه كه به يكي از دوستان گفتم آنچه كه من در صحنه ايران پس از انتخابات ديدم همه زيبا بود .مردمي كه با تمام وجود فرياد سكوت خويش را ابراز ميكردند و براي نام ايراني پس از سالها بي آبرويي در جهان آبرويي تازه خريدند.خصوصا” كه اين زيبايي به رنگ خون نداها نگار شد و به آه رستم هايي جديد براي سهرابشان نوا گرفت و بااشكهايي براي اشكان ها تازگي يافت.تنها افسوس من از آن است كه نتوانستم تنبيه كساني را ببينم.اگر چه به اعتقاد انساني و مسلماني دير نميبينم روزي را كه آن تنبيه نيز فرا خواهد رسيد.اما اي كاش اين تنبيه در همين زمانه صورت ميگرفت.قبل از آن كه بغضها مشت شود و به رسم كينه آراسته و مملكت در آتش اين خشم برون ريز در سلسله انقلابها پيوسته.اين روزها روز هاي سبزي است و اي كاش با تدبيري اين سبزي به بار بنشيند كه اگر اين سبزي هرز برود باغ و بوستان را به هيزمي بدل ميسازد كه آتشش بسيار سوزاننده خواهد بود.در اين روزها آرام دل من فقط قرآن است. تفالي به قران زده ام بر آيات79 تا88 از سوره يونس كه ترجمه اش را برايتان مينگارم اميد كه روشني بخش راه همه باشد.
“به نام خداوند بخشنده و مهربان”
وفرعون(به اتباعش) گفت هر كجا ساحريماهر و داناست همه را نزد من حاضر كنيد.
آنگاه كه ساحران همه حاضر شدند موسي به ساحران گفت كه شما اول بساط سحر خود را بيندازيد.
آن گاه كه ساحران بساط جادو انداختند موسي گفت:خدا البته سحر شما را باطل خواهد كرد كه خدا هرگز عمل مفسدان را اصلاح نكند.
و خدا به( آيات و)كلمات خود حق را تا ابدپايدار گرداندهر چند بدكاران عالم راضي نباشند.
پس كسي به موسي ايمان نياورد جز قبيله او آن هم به با حال خوف و تقيه از فرعون و مهتران و اتباعش كه مبادا فرعون در صدد فتنه و قتلشان بر آيد كه فرعون در زمين بسيار علو و سركشي داشت و سخت متعدي و ستمكار بود.
و موسي گفت اي قوم من شما اگر به حقيقت ايمان به خدا آورده و اگر به راستي تسليم فرمان او هستيد بر او توكل كنيد.
پيروان موسي نيز همه گفتند:ما بر خدا توكل كرديم بار الها ما را دستخوش فتنه اشرار و قوم ستمكار مگردان.
و مارا به رحمت و لطف خود از شر كافران نجات ده.
و به موسي و برادرش(هارون)وحي كرديم كه شما براي پيروانتان در شهر مصر منزل گيريد و (اكنون كه از بيم فرعونيان به مساجد نتوانيد رفت)خانه هايتان را قبله و معبد خود قرار دهيد و نماز به پا داريد و (تو هم اي رسول)مومنان را (به فتح در دنيا و بهشت در آخرت) بشارت ده.
و موسي عرض كرد:بار الها تو به فرعون و فرعونيان در حيات دنيا ملك و اموال و زيورهاي بسيار بخشيدي كه_پروردگارا_بدين وسيله بندگان را از راه تو گمراه كنند بار خدايا اموال آنان را نابود گردان و دلهايشان را سخت بربند كه ايمان نياورند تا هنگامي كه عذاب دردناك را مشاهده كنند.
راست گفت خداوند بزرگ وبلند مرتبه

هر كس ميتواند از اين آيات برداشتي داشته باشد ولي اين جواب نيتي بود كه من در تفال به قران كريم گرفتم و اكنون اگرچه ظاهري بر افروخته از اين همه بيداد دارم اما از درون صاحب ضميري شاد و روحي اميدوار و قلبي مطمئن شده ام.با شعري از استاد شفيعي كدكني كه نصيحتي است به فرعونيان زمانه صحبت خويش را به پايان ميبرم:
پيش از شما به سان شما بي شمارها
با تار عنكبوت نوشتند روي باد
كاين دولت خجسته جاويد زنده باد!!؟

دوستان سلام

دوشبانه روزي كه گذشت مرا در ابتدا بسيار متاسف كرد.هميشه ماه خرداد را ماه پيروزي دوستان انقلاب وحضرت امام(ره) دانسته ام .اما اينبار براي مدت كوتاهي تصور كردم كه خرداد رويش را از ما برگرداند.اما اكنون به اين نتيجه رسيده ام كه خرداد ماه ماست .ماه پيروزي ما و شكست منافقين.دقيقا” عكس همين نظريه را راجع به ماه تير دارم .اگرچه 15 خرداد شهداي گرانقدري از ما گرفت اما همان 15 خرداد نسيم انقلاب را به ما داد.اگر چه 14 خرداد امام ما را به سفر ملكوتي برد و دست ما را خالي گذاشت اما همين 14 خرداد كه براي مدت كوتاهي دل منافقين را شاد كرد به انسجامي مجدد در رهبري رسيد و به بدرقه اي با شكوه امتي از امام خويش انجاميد كه كام دشمنان راتلخ كرد.ما در خرداد روزهاي ديگري هم داريم .3خرداد ما تمامي معادلات نظامي اشغالگران بعثي را بر هم زد.و 2 خرداد ما تمامي معادلات اقتدار گرايان و انحصار طلبان را.بر همين اساس بود كه من اطمينان قلبي خاصي به پيروزي مير حسين موسوي در انتخابات امسال داشتم.چرا كه ميگفتم حتي اگر انتخابات به دور دوم برود هم باز 29 خرداد متعلق به ماست به رغم دوره قبل كه 3 تير دل دشمنان نظام و انقلاب را شاد كرد.البته در 6 تير و 7تير 60 هم دشمنان اين آب و خاك دلشاد شده بودند.و البته در 18 و 23 تير 87 نيز به همچنين.

اما آنچه باعث شد پس از مناظره حساس13 خرداد جناب مير حسين موسوي با رقيب بداخلاقش كه ديگر دوست ندارم نامش را در وبلاگم بنگارم ناگهان حس كنم خرداد هم از ما رو گرداند .احساس غلبه اي بود كه براي موج بي اخلاقي و تهمت و دروغ و افترا در سرتاسر ايران عزيزم كردم . و خدا مرا ببخشد كه لحظاتي فكر كردم ملت غيور و اخلاقي ايران  اسير خدعه بي اخلاقان خواهد شد.پس از تاملي ودر ساعات ابتدايي صبح به قلبم الهام شد كه چنين مپندار در ديار غيرتمندان  بي اخلاقي و بي غيرتي و گرو كشي از ناموس رقيب مجالي براي حيات بيابد.چنين مپندار كه مدعي اسلام با زير پا گذاشتن تمامي اصول اسلامي دوامي بيابد كه او اسير نفس خويش است و اگر رياضتي هم در زندگي كشيده از براي نفس كشيده واگر قدرتي هم داشته ابتلاي نفس است از براي او.تنها افسوسي كه برايم ماند اين بود كه چرا در پايان آن مناقشه يك سويه كسي به من نگفت “اندكي صبر سحر نزديك است”.

مير حسين موسوي با آن كه فيلمي از بازيگران نقش ايفا كرده در مستند تبليغاتي رقيب داشت به اتهام بي اساس و مشابه رقيب كه حتي براي آن مدركي نداشت هم پاسخي نداد چون ميدانست حتي از روي يك فيلم هم حق اتهام زدن ندارد.مير حسين اگر چه گزارش كميسيون بودجه شوراي شهر را داشت كه حاكي از تخلف 300 ميلياردي رقيب در زمان شهرداريش داشت اما زبان به آن نگشود چون ميدانست او هنوز از بابت آن به محكمه نرفته است.او حتي نام كردان كه كوس رسواييش زده شده بود و تقلبش ثابت و اعلام شده بود خيلي با احتياط صحبت كرد تا مبادا تضييع حقي كرده باشد .حتي در آن قضيه اتهامي متوجه كردان نكرد چرا كه كردان حاضر نبود و مشي رقيب را در مورد كردان به چالش كشيد.در مورد ملوانان انگليسي او را به چالش كشيد چون به رغم ادعاي كذب رقيب در مورد عذر خواهي بلر .موسوي ميديد كه  ديپلمات ما آقاي تاجيك مدت هاست به رغم بيماري در بند انگليس است ولي ما ملواناني را كه مدعي هستيم به حق گرفته ايم بي هيچ نشاني از آزادي ديپلماتمان بدرقه ميكنيم.موسوي ديد معاون رقيب دم از دوستي با ملت اسراييل ميزند حتي به معاونش نتاخت و فقط آنرا تفريط خواند .او فقط به رقيب نقد كرد كه آن تفريط حاصل افراط توست .

آري هرچه آن مناظره را باز خواني ميكنم بيشتر احساس غرور ميكنم كه رييس جمهور منتخب من موسوي است وخدا را شكر ميكنم كه در دور قبل توانم را در افشاي رييس جمهور فعلي به كار بستم و در اين 4 سال هر جا كه انحرافات او را غالب يافتم آنرا نقد كردم.

اما خدايا خسته شدم از بس خطاهايش را و دروغهايش را افشا كردم.به خدا خسته شدم .بر همين اساس خدايا عهد دارم با تو كه چه موسوي بيايد چه ايشان ديگر پس از اين انتخابات از او چيزي ننويسم  و نگويم چون واقعا”خاطرم آزرده است .

به اميد شادي و بهروزي همه ايرانيان.

دوستان سلام

از من پرسيده اند چرا به موسوي راي ميدهي؟البته برخي نيز پرسيده اند چرا به احمدي نژاد راي نميدهي؟اما من ترجيح ميدهم سوال اول را پاسخ بدهم.اگرچه اگر موسوي هم نبود از ترس احمدي نژاد به رقبايش راي ميدادم اما در حال حاضر من براي پيروزي موسوي راي ميدهم ونه شكست شخص خاصي درحقيقت اميدوارم تمامي نامزدها به جز موسوي شكست بخورند.موسوي را برگزيده ام به دلايل متعدد اما مهمترين دليل صداقتي است كه به تجربه و نه به حرف در او سراغ دارم.موسوي را برميگزينم چون خسته شدم  از بس دروغ را با رنگ و لعاب راست  در اين 4 سال تحويلم داده اند.من ديگر نميتوانم حتي خيلي از حرفهاي  درست را باوركنم.جديدا” گاهي شك ميكنم كه 2ضرب در 2 ميشود 4.چون بعضي ها هم ميگويند ميشود 4 تا.ولي خب اين بعضي ها خيلي حرفهاي ديگر هم ميزنند.به نظر من با آن همه دليلي كه من براي صحت گزينشم دارم اگر فقط به خاطر همين دليل هم موسوي را بر گزينم به خطا نرفته ام.

بچه كه بودم شهيد رجايي خيلي محبوب  بود وميرحسين وزير كابينه او بود.ميرحسين جانشين او بود و هم از محبوبيت او وام گرفت و هم محبوبيت او را حفظ كرد.ميرحسين امانت دار خوبي براي راه رجايي بود و اصلا شايد به خاطر او سروده اند كه”راه رجابسته نيست ارچه رجايي برفت”.اما بچه هاي امروز اصلا”زياد ياد رجايي نميكنند.شايد هم  كمي ازاو دلگير باشند شايد بگوييد رجايي را نديده اند خب من هم نديده بودم موقع شهادتش 5 ساله بودم اما دوستش داشتم هنوز هم دوستش دارم اما بچه هاي امروز چه؟من نظرم بر اين است كه نمادهاي رجايي در دوره هاي مختلف متفاوت بوده اند شايد در ناخودآگاه ما نماد زنده  رجايي .موسوي بوده باشد اما در ناخود آگاه امروزيان قطعا”كس ديگري است و مطمئنم كه ما هنوز هم رجايي را بيشتر دوست داريم.چون نمادش براي ما جلوه هاي بيشتري از صداقت رجايي را به ارمغان مي آورد.

مير حسين را به خاطر ارزشي كه براي همسرش قائل است هم دوست دارم.ميرحسين نمونه مشهور مدير يك خانواده خوب و موفق ايراني است.وهمسرش يك الگوي در دسترس براي تمامي زنان ايراني.ميرحسين ميتواند براي ما جداي از رييس جمهور يك الگوي زنده و در دسترس از آناني باشد كه دوست داريم مثل آنان باشيم خاتمي هم اينگونه بود.

ميرحسين را به خاطر سكوتش هم دوست دارم.ميرحسين از آناني است كه از سكوت و گفتمان سكوت خوب استفاده ميكند .خيلي وقت است كه دنبال يك رييس جمهور آرام ميگرديم كسي كه به جاي هاي و هوي كار كند.ميرحسين نه به اقتضاي دوري از سياستش كه كلا انسان كم حرفيست. در اين مورد شايد او از خاتمي هم بهتر باشد الزاما” چرا يك رييس جمهور بايد حرف بزند تازه موسوي اگر پرحرف هم باشد عيبي ندارد چون در نهايت صحبت هايش يكبار پخش ميشود.ولي تصور كنيد رييس جمهور  پر حرف باشد تازه صداوسيما هم پخشش را ده برابر كنه.آنموقع بايد صبر ايوب داشته باشي تا 4 سال حرفهاي تكراري يك رييس جمهور را با شدت ده برابر تحمل كني.

خلاصه كلام به موسوي راي ميدهم چون پول نفتي نمونده كه بخواهد سر سفره ام بياورد و سفره ام را بودار كنه اگر هم پولي بياره با عطر تخصص و تواناييش نوني سر سفره ما ايرانيها خواهد گذاشت.به موسوي راي ميدهم چون نميخواهم قيمت هاي انرژي تثبيت بشه چون اگر تثبيت بشه احتمالا”پشت سرش سهميه بندي ميشه و بعد هم يارانه اش حذف ميشه تصور كنيد گاز سهميه بندي بشه .برق سهميه بندي بشه.البته نگران نباشيد انرژي هسته اي سهميه بندي نميشه چون حق مسلم ماست.به موسوي راي ميدهم چون نميخواهم يكسال پياز گرون بشه يكسال سيب زميني.يكسال پرتقال گرون بشه يكسال برنج البته از بابت گوجه خيالي نيست چون من خونم به نارمك نزديكه.به موسوي راي ميدهم چون نميخواهم جمعيت ايران 120 ميليون بشه چون اگر قرار باشه كه اين اتفاق بيفته احتمالا” دو سه تا از اين جمعيت اضافي وظيفه ساخت .پرورش و بزرگ كردنشون به عهده من ميفته وشرمنده ام از بار اين مسوليت.

اما از اين نميخواهم ها كه بگذريم به موسوي راي ميدهم چون ايران را شادوآباد ميخواهم.ايراني را سرزنده وبا هويت ميخواهم.ايران را مهد سياست اخلاقي و ايراني را سمبل انسان با كرامت ميخواهم.ايران را جايي ميخواهم براي گفتگوهاي بسيار .ايران را به سربلندي و غرور دماوند ميخواهم و به نجابت كوير تفديده اش.

 

راستي شما براي چه به موسوي راي ميدهيد؟

سلام به همه دوستان

سال نو مبارك

پس از مدتها فرصتي پيش آمد كه بتوانم مطلبي بنويسم.در اين مدت علاوه بر مشغله كاري سنگينم در راه اندازي پروژه زد_تي_اي شركت مجبور شدم به پرستاري طولاني مدت از مادرم در تهران و نجف آباد بپردازم كه به واسطه بيماري نوروپاتي ديابتيك بر تخت بيماري نشسته بودو من به واسطه تحقيقاتي كه قبلا”در زمينه فيزيوتراپي  درماني برخي از عوارض اين بيماري داشتم مستعد ترين فرد خانواده براي اين ماموريت بودم لذا افتخار پرستاري مادرم از قبل از عيد تا چند روز پيش كه علائم بهبودي نسبي در ايشان ظاهر شد بر عهده من بود.از سوي ديگر وظيفه داشتم در خصوص  انتخابات نيز در حوزه تهران در حد توان كار كنم لذا فرصتي براي نت و وبلاگم نماند.امروز به محض ورود كامنتي از دوستي  دريافت كردم كه دوستيش از افتخارات بزرگ زندگيم محسوب ميشود واحه اي ساخته در ريگستان امروز ايران كه نسيم خوشي از آن ميوزد پس به ميمنت اين بهار و بهبودي مادرم و باز يابي خاطر اين دوست كه همه را به فال نيك ميگيرم سلامي ميفرستم به همه دوستان و سلام و درودي به سه دولتمرد وسياستمدار صداقتمدار:بازرگان و خاتمي و موسوي.ودعايي ميكنم اززبان كوروش و داريوش كه خدايا كشور مارا از شر دشمن و خشكسالي و دروغ مصون بدار.خدايا به لطف بي پايان تو و به همت رزمندگان غيور شر دشمن كم ودستش كوتاه شد.خدايا به كرم بي پايانت و به قدوم بهار و بارش رحمتت شر خشكسالي از اين ديار دير پا كم شد.پروردگارا چنان كن كه شر “دروغ” و ” دولت دروغ” از اين ديار راستان دور شود.آمين يا رب العالمين.

با سلام

همه کسانی که برنامه های مرا در ایام انتخابات مجلس پیگیری میکردند حتما” به خاطر دارند که یکی از بزرگترین نگرانی های من نگاه سطحی و کوتاه دولت به مسایل کلان کشور بود ه و هست مساله ای که متاسفانه فجایعی را بر اقتصاد مملکت و آبروی جامعه اسلامی تحمیل کرده و هنوز عمق این فاجعه نمود پیدا نکرده یکی از سطحی نگری های تازه آقایان هم نگاهی است که دولت و حامیانش به سخنان اخیر رهبری انقلاب در جمع کارگزاران حج داشته اند .درست به فاصله یک روز پس از آن فرمایشات . دولتیان از کیهان تا ایران گفته رهبری مبنی بر این که خدا از بی بندوباری علیه دولت نمیگذرد را یکجانبه برای خود خرج کرده ومنظور ایشان را دولت نهم قلمداد کرده اند.در حالیکه اگر پرده از عمق سخنان ایشان برداشته شود مشخصا نظر ایشان دولت جمهوری اسلامی است.من نمیدانم این وسط چرا کسی این استنباط را نکرد که ناکامی امروز آقایان در این دولت نگذشتن خدا از بی بندوباری است که همین آقایان علیه دولت آقای خاتمی به خرج دادند.شاید عمق سخنان رهبری متوجه همینان باشد و به آنها بگوید روزی چنان بیرحمانه و به ناحق به خاتمی و دولت ودوستدارانش تاختید و فکر نکردید که خدا هیچ خویشاوندی با شما ندارد و امروز در گردابی افتاده اید که علتش همانا نگذشتن خدا از شماست. ظلم های گذشته گذشت اما امیدوارم در بازگشت دوباره خاتمی به دولت به یاری حق تعالی این سخنان همچنان آویزه گوش ودر تیتر روزنامه هاشان بماند که خدا از هتاکان به دولت جمهوری اسلامی نخواهد گذاشت حتی اگر رییس آن دولت خاتمی عزیز باشد.

شاد و پیروز باشید

با سلام

این روزها بازار فضاحت در میان دولتیان چنان داغ است که گاه ناراحتی از این همه پررویی و گاه خنده از این همه رسوایی موجب میشود که فراغی نیابم تا مطلبی بنگارم اما اینبار و بنا بر اصل قدیمی  کوتاه بودن حافظه تاریخی مردم ایران تصمیم گرفتن مختصر و کوتاه حافظه اکنون را تا 4 الی 5 سال قبل تر وسعت دهم تا پی ببرید از چه سنگ پاهایی در دولت فخیمه برخورداریم و در عین حال لذت ببرید از کار خدا که چگونه مدعیان دروغین  به رسوایی آنهم دقیقا مطابق ادعاهایشان دچار میشوند .

درست از پس انتخاب شورای دوم و یکدست اصولگرای شهرتهران ورای این شورا بر نشستن محمود احمدی نژادبر صندلی پایتخت آرام آرام ادبیاتی برفضای کشور شروع به گسترش کرد که بسیار زودتر از حد تصور توانست ذهن مردم ایران را به خود معطوف داشته و البته با همان سرعتی که محبوبیت پیدا کرد تقش هم در آمد.این موج که با شعار عدالت اقتصادی و رفع مشکلات معیشتی مردم به پا خاست با زبان مردم کوچه و بازار صحبت میکرد اما در آن روزها کسی نمیدانست این موج با بینشی حتی پایین تر از سطح مردم کوچه و خیابان می اندیشد.تهران پس از غلامحسین کرباسچی مدیریت لایق و منسجمی را به خود ندیده بود و اختلافات شورای اول مردم را برای نمایش شوهای تبلیغاتی شهردار شورای دوم آماده کرده بود.بزرگنمایی و به قول دولتیان امروز سیاه نمایی مشکلات اقتصادی مردم در آن روزها با مدیریت رسانه ای کیهان نشینان اوج میگرفت و خاتمی با ابزار ضعیف تبلیغاتی در اختیارش هرچه از اوضاع رو به بهبود کشور.ازجشن خودکفایی گندم.از رشد اقتصادی 6 درصد و….. میگفت ذهن مردم به این مساله معطوف بود که پول نفت باید سر سفره شان دیده شود و این دقیقا” در روزهای بود که قیمت نفت به تازگی به مرز 30 دلار رسیده بود.با تدبیر دولت و مجلس ششم صندوق ذخیره ارزی بدون تحمیل تورم فزاینده به اقتصاد بر موجودی خود می افزود قیمت مسکن دو سه سالی بود که سامان گرفته بود و از شوک های وحشتناک افزایش قیمت خبری نبود ولی تنها کسی که میدانست  صندوق ذخیره ارزی چون طعمه ای طمع نالایقان را برمی انگیزد شاید عباس عبدی بود که دندان تیز عده ای را رصد کرد.در آن سالها هیجانات عمومی از مبارزه شهردار تهران با فساد به شعف آمده بود و از تلاش او برای دادن وام ازدواج! به جوانان تقدیر میشد ولی کسی اثری از فعالیت عمرانی که مهمترین وظیفه شهرداری است ندید بلیطهای اتوبوس ده تومانی جمع شد و به جای دو بلیط ده تومانی یک بلیط بیست تومانی شد کرایه حمل ونقل عمومی.لباس رانندگان شرکت واحد یکدست شد و در و دیوار شهر شسته شد .راستی دور برگردان های زیادی هم ساخته شد.مردم اثری از فعالیت چشمگیر عمرانی ندیدند اما متاسفانه متوجه هم نشدند که وظیفه شهرداری ساخت سازه های شهری است نه وام ازدواج.شاید حضور قالیباف که به نوعی یک کرباسچی دیگر است لازم بود تا مردم بفهمند بد نیست شهردار به جای رای جمع کردن در محلات تهران به عمران شهر نیز بها دهد.در آنروزها وزیر اطلاعات وقت به نقل از باهنر(نایب رییس مجلس) نسبت به حضور احمدی نژاد در شهرداری هشدار میداد و اصولگرایان باز هم به نقل از باهنر اورا رییس جمهور خود میخواندند.در موج دوم تسخیر اصولگرایان. مجلس هفتم با شعار بهبود وضع معیشت و البته با ردصلاحیت های بی سابقه اصلاح طلبان با اکثریت مطلق اصولگرایان تشکیل شد و ادامه موج تخریب خاتمی وتبلیغ برای اصولگرایان را به عهده گرفت.وزیر راه استیضاح و برکنار شد آن هم به علت  قرارداد توسعه فرودگاه امام که با شرکت ترکیه ای تاو به ارزش 200 میلیون دلار در آستانه نهایی شدن بود.قراردادی که توسط مجلس هفتم لغو شد ولی بر اساس آخرین مطالعات این طرح در حال حاضر با رقم 2میلیارد دلار نیز اجرایی نخواهد شد.قانون چهارم برنامه توسعه کشور که توسط مجلس ششم نهایی شده بود در مجلس هفتم دچار جرح وتعدیل فراوان شد که مهمترین ضرر آن بعدها در زمستان 86 که موج سرمای شدید کشور را فرا گرفت بروز کرد جایی که اگر جلوی طرحهای توسعه میادین گاز عسلویه گرفته نمیشد شاید در آن زمستان سرد گاز هیچ شهری قطع نمیشد.پس از آن سناریوی مجلس هفتم برای برداشتن ترمز تورم کلید خورد و انرژی به عنوان مهم ترین مقوله دارای یارانه در سبداقتصادی مردم که با افزایش پلکانی هر ساله در تورم سالیانه موثر ولی کنترل شده بود با بازی معکوس مجلس هفتم به دام طرحی به نام تثبیت قیمتها افتاد.دولت موظف شد قیمت انرژی اعم از برق گاز بنزین و گازوییل را در سال 84 ثابت نگاه دارد وهرچه خاتمی فریاد زد این تصمیم خلاف قاعده را به دولت تحمیل نکنید به گوش مجلسیان نرفت و از این جا بود که در ازای کاهش درآمدهای دولت از منابع داخلی چشم جبران مجلس و بعدها دولت احمدی نژاد به صندوق ذخیره ارزی افتاد.و از این روست که من آنرا بازی معکوس میخوانم چون این طرح ظاهرا” برای مردم بود و البته اثر تبلیغی خویش را در همان سال و در سوم تیر 84 گذاشت واحمدی نژاد نماد تثبیت قیمتها در برابر هاشمی رفسنجانی نماد افزایش پلکانی قیمت ها به پیروزی رسید اما آنچه بعدها مردم دیدند افزایش قیمتی بود که در کنار تثبیت قیمت حامل های انرژی رخ داد.نرخ انرژی ثابت ماند و شعار صرفه جویی سرلوحه دولت جدید قرار گرفت اما این دولت از زور صرفه جویی در سال بعد نیازمند 5 لایحه متمم بودجه شد در حالی که انتظار میرفت با صرفه جویی دولت در پایان سال بخشی از بودجه ار هم برگرداند!!!!!! ولی دولت در پایان سال برای پرداخت حقوق معلمانش هم پول نداشت واینبار مجلس هفتم ناخواسته و از سر اجبار مجوز برداشت از صندوق ذخیره ارزی را صادرمیکرد .آری دولت با زیرکی مچ بسته مجلس را در پوست گردو گذاشته بود.درست در روزهایی که مجلس طرح تثبیت قیمتها را در صحن مورد بررسی داشت محمود احمدی نژاد در مقام شهردار و اسفندیار رحیم مشایی در مقام رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری و محمد خوش چهره در مقام مغز متفکر اقتصادی مجلس هفتم در یک برنامه تلویزیونی افزایش قیمت برای صرفه جویی را مسخره خواندند ولی بعدها احمدی نژاد ومعاونش در مقام دولتی قیمت پایین نان و انرژی را عامل حیف و میل وقاچاق بنزین خواندند.

خاتمی با همه مشکلاتی که برایش فراهم آوردند با نفت 38 دلاری از ریاست دولت کنار رفت در حالیکه تورم 12 درصد بود .قیمت مسکن و بازارش در نهایت ثبات و آرامش .گندم پس از خشکسالی حادسالهای78و79 که به خشکی کامل زاینده رود اصفهان انجامیده بود به سطح تولید قابل قبولی رسید وایران پس از سالیان متمادی وابستگی به خودکفایی رسیده به صف معدود کشورهای صادرکننده گندم پیوست.انرژی هسته ای که بعدها احمدی نژاد فقط پزش را داد صاحب فناوری بومی شد و پرونده ایران با دیپلماسی موثر دولت از پشت در شورای امنیت به روال عادی در آژانس انرژی اتمی بازگشت و مهمتر از همه دولت با صندوقی به موجودی 14 الی 18 میلیارددلار تحت نام ذخیره ارزی دست به دست شد.در آن روزها خود من توقع چنین افتضاحی را از دولت نداشتم به حدی که تنها آرزویم این بود دولت از شرایط خوب اقتصادیش برای تحدید آزادیهای مدنی سوءاستفاده نکند و در 8 سال بعد اجازه حضور مناسب جناح مقابل رادر انتخابات ریاست جمهوری بدهد وبه هیچ عنوان فکر این که دولت در کمتر از 4 سال شبیه یک سد پر ترک در مقابل امواج مشکلات هرروز خبر از افتضاحی تازه بدهد به مغزم خطور نمیکرد.

اما چه شد که با نفت بالای صددلاراین افتضاح به بار آمد.قبلا”مختصر اشاره کرده ام .سنتی است که اصفهانیها  و نجف آبادیها در مثل میگویند:جر زن به جرش خواهد رسید .وقتی پیشینه تبلیغاتی این دولت را مینگریم فقط تخریب میبینیم کاری که نه خاتمی بر ضد هاشمی کرد و نه هاشمی بر ضد میرحسین موسوی ونه حتی رجایی بر ضد بازرگان .احمدی نژاد دم از مبارزه با فساد زد در حالیکه هیچگاه تبری نجست از مفسدین اقتصادی که منتسب به اردوگاه اصولگرایان بودند.او و اعوانش و انصارش به جای آنکه در جایگاه مسولیت که جایگاه مدیریت عقل است و نه مریدی دم از ارادت به صاحب الامر زدند و هر چه را که نمیپسندیدند مایه تکدر خاطرحضرت صاحب الزمان(عج) دانستند .اصحابش خود را ذوب در ولایت میخواندند و حال آنکه فراموش کردند روزی رهبری انقلاب عنوان کرده “هیچ کس برای من هاشمی نمیشود”.چند کارشناس ساده سیاسی ونه در مقام یک دولتمرد در کنفرانس برلین کاری را کردند که احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا کرد اما برخوردی که با آنهاشد کجا و گل و بلبلی که برای احمدی نژاد به پا شد کجا.آنها به زندان افتادند ولی اصحاب احمدی نژاد از نیویورک پیغام دادند که نماز شکر نخوانید کم مانده بود بگویند امام زمان خودش در آن مجلس نماز شکر خوانده است صاحب تریبون نماز جمعه آیتا…جنتی دولت خاتمی را به اهتمام بیشتر در معیشت مردم میخواند واز اوضاع بد اقتصادی در آنروزها گله میکرد اما اینروزها مردم را بازداشته و عنوان میکند به جای گله از گرانی قدردان وضع موجود باشید.نفت به مرز 150 دلار رسید اما کسی نگفت پولش باید سر سفره مردم باشد .باز هم خوشا به حال مردم اصفهان که حداقل چندروزی بوی نفت را بر سر سفره خویش حس کردند.وزیر کشور خاتمی نه مدرک جعلی ارائه کرد ونه رشوه داداز پس استیضاح با کلی سوابق درخشان مبارزاتی و انقلبای با حکم یاران همین رییس جمهور در هیات منصفه دادگاه ویژه روحانیت به حبس محکوم شد اما در این دولت وزیر کشور مدرک جعلی ارائه میکند برای پس گرفتن استیضاحش مرتکب بدترین شیوه های اخلاقی میشوند اما رییس دولت به جای مبارزه با بزرگترین فساد که همانا دروغ به عنوان دشمنی با خداست روی به دفاع از وزیرش می آورد.خاتمی روزی گفت برای برقراری رابطه با آمریکا باید دیوار بلند بی اعتمادی برداشته شود حوزه به عزا نشست  ولی رییس دولت فعلی به رییس جمهور آمریکا نامه نوشت و دم از برقراری رابطه کرد آب از آب تکان نخورد.خاتمی گفت ما باملت آمریکا مشکلی نداریم همزمان گروههای فشار اصولگرا توریست های آمریکایی را کتک زده در محل ورودی همایش های علمی که اساتید آمریکایی حاضر میشدند پرچم آمریکا را یا آتش زده و یا به زیر پا مینهادند اما معاون رییس این دولت دم از دوستی با ملت غاصب اسراییل میزند ورهبری را سپر خویش میسازد.پس از فروش قریب به 200 میلیارد دلار نفت کارشناسان خبر از موجودی 25 میلیارد دلاری میدهن یعنی برابر با ذخیره ای که خاتمی در یکسال فروش نفت 30 دلاری فراهم کرد اما هیچ کس دم از فساد نمیزند .آری این همه سنت خداست آقایان دم از شکر برای نزول عذاب الهی به غرب میزنند حال آنکه از خود نمیپرسند اگر بحران اقتصادی غرب عذاب الهی است سرما وخسکسالی یکسال گذشته چیست؟سقوط آزاد قیمت نفت به نیم بها چیست؟

اگر از من بپرسید این سنت الهی است .بوی تعفن مفسده اقتصادی بیشتر از جانب کسی است که از آن خبر داد و چه جالب میسرایند کودکان در جمع خویش که   “کی بو داد       آنکه خودش خبرداد”

پس از مدتها

با سلام به تمامی  دوستان

پس از گذشت پنج ماه فرصت کردم مجددا مطالبی را در این صفحه بنگارم وخب در ابتدا باید عنوان کنم که چرا پنج ماه نبودم دلیل اولش کمی تنبلی است.فکر میکنم  اگر کمی تنبلی را کنار میگذاشتم شاید در میان حجم عظیم کارهایم میتوانستم زمانی را بیابم.دلیل دوم افزایش حجم شدید کارهایم به خصوص پس از پذیرش مسولیت جدید در شرکت و همچنین آغاز کار مشترک مطالعاتی در حوزه صنعت سنگ با یکی از ارگانها ونیاز به سفرهای مداوم اضافه بر کارهای قبلیم و همچنین سنگین شدن سطح دوره های آموزشی زبان در این اواخر و همچنین اضافه شدن پروژه شرکت ZTEبه شبکه دسترسی نوری مخابرات استان تهران که درگیری مستقیم با آن نیز برایم اجباری بود باعث شد تا زمان کوتاهی برای فراغت بیابم که البته باز هم معتقدم شاید میشد زمانی را به نوشتن اختصاص داد.

در این مدت که نبودم اتفاقات زیادی افتاد که هرکدام میتوانست دستمایه یک مطلب  باشد از طرح تحول اقتصادی رییس جمهور و صحبت های سخیف معاونش در مورد دوستی با ملت اسراییل گرفته تا افتضاح در المپیک .ولی همانگونه که قبلا نوشته بودم دیگر زیاد به این مسایل توجهی نمیکنم و اهتمام جدی من در مورد انتخابات ریاست جمهوری دهم میباشد که به نوعی  شاید سرنوشت سازترین انتخابات پس از انقلاب باشد و حتی میتواند زمینه ساز تحدید و یا تامین استقلال ایران باشد والبته همانگونه که قبلا نوشته ام تنها سه تن توانایی به ارمغان آوردن پیروزی برای اصلاح طلبان را دارند ومعتقدم تنها راه نجات ایران عزیز کوتاه کردن دست دروغگویان از مقام اجراست.دروغگویانی که در مقام اجرای عدالت معیشت مردم را به خطر انداخته و مزورانه ادعای بهبود آن را دارند.سعی میکنم در این مورد بیشتر بنویسم

شاد باشید و خرم

نوشته‌های قدیمی‌تر »