با سلام
این روزها بازار فضاحت در میان دولتیان چنان داغ است که گاه ناراحتی از این همه پررویی و گاه خنده از این همه رسوایی موجب میشود که فراغی نیابم تا مطلبی بنگارم اما اینبار و بنا بر اصل قدیمی کوتاه بودن حافظه تاریخی مردم ایران تصمیم گرفتن مختصر و کوتاه حافظه اکنون را تا 4 الی 5 سال قبل تر وسعت دهم تا پی ببرید از چه سنگ پاهایی در دولت فخیمه برخورداریم و در عین حال لذت ببرید از کار خدا که چگونه مدعیان دروغین به رسوایی آنهم دقیقا مطابق ادعاهایشان دچار میشوند .
درست از پس انتخاب شورای دوم و یکدست اصولگرای شهرتهران ورای این شورا بر نشستن محمود احمدی نژادبر صندلی پایتخت آرام آرام ادبیاتی برفضای کشور شروع به گسترش کرد که بسیار زودتر از حد تصور توانست ذهن مردم ایران را به خود معطوف داشته و البته با همان سرعتی که محبوبیت پیدا کرد تقش هم در آمد.این موج که با شعار عدالت اقتصادی و رفع مشکلات معیشتی مردم به پا خاست با زبان مردم کوچه و بازار صحبت میکرد اما در آن روزها کسی نمیدانست این موج با بینشی حتی پایین تر از سطح مردم کوچه و خیابان می اندیشد.تهران پس از غلامحسین کرباسچی مدیریت لایق و منسجمی را به خود ندیده بود و اختلافات شورای اول مردم را برای نمایش شوهای تبلیغاتی شهردار شورای دوم آماده کرده بود.بزرگنمایی و به قول دولتیان امروز سیاه نمایی مشکلات اقتصادی مردم در آن روزها با مدیریت رسانه ای کیهان نشینان اوج میگرفت و خاتمی با ابزار ضعیف تبلیغاتی در اختیارش هرچه از اوضاع رو به بهبود کشور.ازجشن خودکفایی گندم.از رشد اقتصادی 6 درصد و….. میگفت ذهن مردم به این مساله معطوف بود که پول نفت باید سر سفره شان دیده شود و این دقیقا” در روزهای بود که قیمت نفت به تازگی به مرز 30 دلار رسیده بود.با تدبیر دولت و مجلس ششم صندوق ذخیره ارزی بدون تحمیل تورم فزاینده به اقتصاد بر موجودی خود می افزود قیمت مسکن دو سه سالی بود که سامان گرفته بود و از شوک های وحشتناک افزایش قیمت خبری نبود ولی تنها کسی که میدانست صندوق ذخیره ارزی چون طعمه ای طمع نالایقان را برمی انگیزد شاید عباس عبدی بود که دندان تیز عده ای را رصد کرد.در آن سالها هیجانات عمومی از مبارزه شهردار تهران با فساد به شعف آمده بود و از تلاش او برای دادن وام ازدواج! به جوانان تقدیر میشد ولی کسی اثری از فعالیت عمرانی که مهمترین وظیفه شهرداری است ندید بلیطهای اتوبوس ده تومانی جمع شد و به جای دو بلیط ده تومانی یک بلیط بیست تومانی شد کرایه حمل ونقل عمومی.لباس رانندگان شرکت واحد یکدست شد و در و دیوار شهر شسته شد .راستی دور برگردان های زیادی هم ساخته شد.مردم اثری از فعالیت چشمگیر عمرانی ندیدند اما متاسفانه متوجه هم نشدند که وظیفه شهرداری ساخت سازه های شهری است نه وام ازدواج.شاید حضور قالیباف که به نوعی یک کرباسچی دیگر است لازم بود تا مردم بفهمند بد نیست شهردار به جای رای جمع کردن در محلات تهران به عمران شهر نیز بها دهد.در آنروزها وزیر اطلاعات وقت به نقل از باهنر(نایب رییس مجلس) نسبت به حضور احمدی نژاد در شهرداری هشدار میداد و اصولگرایان باز هم به نقل از باهنر اورا رییس جمهور خود میخواندند.در موج دوم تسخیر اصولگرایان. مجلس هفتم با شعار بهبود وضع معیشت و البته با ردصلاحیت های بی سابقه اصلاح طلبان با اکثریت مطلق اصولگرایان تشکیل شد و ادامه موج تخریب خاتمی وتبلیغ برای اصولگرایان را به عهده گرفت.وزیر راه استیضاح و برکنار شد آن هم به علت قرارداد توسعه فرودگاه امام که با شرکت ترکیه ای تاو به ارزش 200 میلیون دلار در آستانه نهایی شدن بود.قراردادی که توسط مجلس هفتم لغو شد ولی بر اساس آخرین مطالعات این طرح در حال حاضر با رقم 2میلیارد دلار نیز اجرایی نخواهد شد.قانون چهارم برنامه توسعه کشور که توسط مجلس ششم نهایی شده بود در مجلس هفتم دچار جرح وتعدیل فراوان شد که مهمترین ضرر آن بعدها در زمستان 86 که موج سرمای شدید کشور را فرا گرفت بروز کرد جایی که اگر جلوی طرحهای توسعه میادین گاز عسلویه گرفته نمیشد شاید در آن زمستان سرد گاز هیچ شهری قطع نمیشد.پس از آن سناریوی مجلس هفتم برای برداشتن ترمز تورم کلید خورد و انرژی به عنوان مهم ترین مقوله دارای یارانه در سبداقتصادی مردم که با افزایش پلکانی هر ساله در تورم سالیانه موثر ولی کنترل شده بود با بازی معکوس مجلس هفتم به دام طرحی به نام تثبیت قیمتها افتاد.دولت موظف شد قیمت انرژی اعم از برق گاز بنزین و گازوییل را در سال 84 ثابت نگاه دارد وهرچه خاتمی فریاد زد این تصمیم خلاف قاعده را به دولت تحمیل نکنید به گوش مجلسیان نرفت و از این جا بود که در ازای کاهش درآمدهای دولت از منابع داخلی چشم جبران مجلس و بعدها دولت احمدی نژاد به صندوق ذخیره ارزی افتاد.و از این روست که من آنرا بازی معکوس میخوانم چون این طرح ظاهرا” برای مردم بود و البته اثر تبلیغی خویش را در همان سال و در سوم تیر 84 گذاشت واحمدی نژاد نماد تثبیت قیمتها در برابر هاشمی رفسنجانی نماد افزایش پلکانی قیمت ها به پیروزی رسید اما آنچه بعدها مردم دیدند افزایش قیمتی بود که در کنار تثبیت قیمت حامل های انرژی رخ داد.نرخ انرژی ثابت ماند و شعار صرفه جویی سرلوحه دولت جدید قرار گرفت اما این دولت از زور صرفه جویی در سال بعد نیازمند 5 لایحه متمم بودجه شد در حالی که انتظار میرفت با صرفه جویی دولت در پایان سال بخشی از بودجه ار هم برگرداند!!!!!! ولی دولت در پایان سال برای پرداخت حقوق معلمانش هم پول نداشت واینبار مجلس هفتم ناخواسته و از سر اجبار مجوز برداشت از صندوق ذخیره ارزی را صادرمیکرد .آری دولت با زیرکی مچ بسته مجلس را در پوست گردو گذاشته بود.درست در روزهایی که مجلس طرح تثبیت قیمتها را در صحن مورد بررسی داشت محمود احمدی نژاد در مقام شهردار و اسفندیار رحیم مشایی در مقام رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری و محمد خوش چهره در مقام مغز متفکر اقتصادی مجلس هفتم در یک برنامه تلویزیونی افزایش قیمت برای صرفه جویی را مسخره خواندند ولی بعدها احمدی نژاد ومعاونش در مقام دولتی قیمت پایین نان و انرژی را عامل حیف و میل وقاچاق بنزین خواندند.
خاتمی با همه مشکلاتی که برایش فراهم آوردند با نفت 38 دلاری از ریاست دولت کنار رفت در حالیکه تورم 12 درصد بود .قیمت مسکن و بازارش در نهایت ثبات و آرامش .گندم پس از خشکسالی حادسالهای78و79 که به خشکی کامل زاینده رود اصفهان انجامیده بود به سطح تولید قابل قبولی رسید وایران پس از سالیان متمادی وابستگی به خودکفایی رسیده به صف معدود کشورهای صادرکننده گندم پیوست.انرژی هسته ای که بعدها احمدی نژاد فقط پزش را داد صاحب فناوری بومی شد و پرونده ایران با دیپلماسی موثر دولت از پشت در شورای امنیت به روال عادی در آژانس انرژی اتمی بازگشت و مهمتر از همه دولت با صندوقی به موجودی 14 الی 18 میلیارددلار تحت نام ذخیره ارزی دست به دست شد.در آن روزها خود من توقع چنین افتضاحی را از دولت نداشتم به حدی که تنها آرزویم این بود دولت از شرایط خوب اقتصادیش برای تحدید آزادیهای مدنی سوءاستفاده نکند و در 8 سال بعد اجازه حضور مناسب جناح مقابل رادر انتخابات ریاست جمهوری بدهد وبه هیچ عنوان فکر این که دولت در کمتر از 4 سال شبیه یک سد پر ترک در مقابل امواج مشکلات هرروز خبر از افتضاحی تازه بدهد به مغزم خطور نمیکرد.
اما چه شد که با نفت بالای صددلاراین افتضاح به بار آمد.قبلا”مختصر اشاره کرده ام .سنتی است که اصفهانیها و نجف آبادیها در مثل میگویند:جر زن به جرش خواهد رسید .وقتی پیشینه تبلیغاتی این دولت را مینگریم فقط تخریب میبینیم کاری که نه خاتمی بر ضد هاشمی کرد و نه هاشمی بر ضد میرحسین موسوی ونه حتی رجایی بر ضد بازرگان .احمدی نژاد دم از مبارزه با فساد زد در حالیکه هیچگاه تبری نجست از مفسدین اقتصادی که منتسب به اردوگاه اصولگرایان بودند.او و اعوانش و انصارش به جای آنکه در جایگاه مسولیت که جایگاه مدیریت عقل است و نه مریدی دم از ارادت به صاحب الامر زدند و هر چه را که نمیپسندیدند مایه تکدر خاطرحضرت صاحب الزمان(عج) دانستند .اصحابش خود را ذوب در ولایت میخواندند و حال آنکه فراموش کردند روزی رهبری انقلاب عنوان کرده “هیچ کس برای من هاشمی نمیشود”.چند کارشناس ساده سیاسی ونه در مقام یک دولتمرد در کنفرانس برلین کاری را کردند که احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا کرد اما برخوردی که با آنهاشد کجا و گل و بلبلی که برای احمدی نژاد به پا شد کجا.آنها به زندان افتادند ولی اصحاب احمدی نژاد از نیویورک پیغام دادند که نماز شکر نخوانید کم مانده بود بگویند امام زمان خودش در آن مجلس نماز شکر خوانده است صاحب تریبون نماز جمعه آیتا…جنتی دولت خاتمی را به اهتمام بیشتر در معیشت مردم میخواند واز اوضاع بد اقتصادی در آنروزها گله میکرد اما اینروزها مردم را بازداشته و عنوان میکند به جای گله از گرانی قدردان وضع موجود باشید.نفت به مرز 150 دلار رسید اما کسی نگفت پولش باید سر سفره مردم باشد .باز هم خوشا به حال مردم اصفهان که حداقل چندروزی بوی نفت را بر سر سفره خویش حس کردند.وزیر کشور خاتمی نه مدرک جعلی ارائه کرد ونه رشوه داداز پس استیضاح با کلی سوابق درخشان مبارزاتی و انقلبای با حکم یاران همین رییس جمهور در هیات منصفه دادگاه ویژه روحانیت به حبس محکوم شد اما در این دولت وزیر کشور مدرک جعلی ارائه میکند برای پس گرفتن استیضاحش مرتکب بدترین شیوه های اخلاقی میشوند اما رییس دولت به جای مبارزه با بزرگترین فساد که همانا دروغ به عنوان دشمنی با خداست روی به دفاع از وزیرش می آورد.خاتمی روزی گفت برای برقراری رابطه با آمریکا باید دیوار بلند بی اعتمادی برداشته شود حوزه به عزا نشست ولی رییس دولت فعلی به رییس جمهور آمریکا نامه نوشت و دم از برقراری رابطه کرد آب از آب تکان نخورد.خاتمی گفت ما باملت آمریکا مشکلی نداریم همزمان گروههای فشار اصولگرا توریست های آمریکایی را کتک زده در محل ورودی همایش های علمی که اساتید آمریکایی حاضر میشدند پرچم آمریکا را یا آتش زده و یا به زیر پا مینهادند اما معاون رییس این دولت دم از دوستی با ملت غاصب اسراییل میزند ورهبری را سپر خویش میسازد.پس از فروش قریب به 200 میلیارد دلار نفت کارشناسان خبر از موجودی 25 میلیارد دلاری میدهن یعنی برابر با ذخیره ای که خاتمی در یکسال فروش نفت 30 دلاری فراهم کرد اما هیچ کس دم از فساد نمیزند .آری این همه سنت خداست آقایان دم از شکر برای نزول عذاب الهی به غرب میزنند حال آنکه از خود نمیپرسند اگر بحران اقتصادی غرب عذاب الهی است سرما وخسکسالی یکسال گذشته چیست؟سقوط آزاد قیمت نفت به نیم بها چیست؟
اگر از من بپرسید این سنت الهی است .بوی تعفن مفسده اقتصادی بیشتر از جانب کسی است که از آن خبر داد و چه جالب میسرایند کودکان در جمع خویش که “کی بو داد آنکه خودش خبرداد”
با سلام
آقا مجید من هم اتفاقی به سایت شما رسیدم ولذت بردم.
اما ازاینکه گفته بودی خیلی وقت کم میاری و نمی رسی درسایت مطلب
بنویسی واطلاع رسانی کنی ناراحت شدم. از همینجا پیغام میدم(که همه
ببینند تا بهانه نداشته باشی)کارهایی را که دوستانی مثل من میتوانند انجام
دهند به آنها بسپار (مثل من که در شرکت نزدیک تو هستم/همان ساختمان
بغل)
دستانی که برای مردم کار میکنند مقدس تر از لبهایی است که دعا میکنند.
کوروش کبیر
حاجي جان سلام ممنون من كه هميشه مزاحم شما هستم ممنون از لطف شما