دوستان سلام
از من پرسيده اند چرا به موسوي راي ميدهي؟البته برخي نيز پرسيده اند چرا به احمدي نژاد راي نميدهي؟اما من ترجيح ميدهم سوال اول را پاسخ بدهم.اگرچه اگر موسوي هم نبود از ترس احمدي نژاد به رقبايش راي ميدادم اما در حال حاضر من براي پيروزي موسوي راي ميدهم ونه شكست شخص خاصي درحقيقت اميدوارم تمامي نامزدها به جز موسوي شكست بخورند.موسوي را برگزيده ام به دلايل متعدد اما مهمترين دليل صداقتي است كه به تجربه و نه به حرف در او سراغ دارم.موسوي را برميگزينم چون خسته شدم از بس دروغ را با رنگ و لعاب راست در اين 4 سال تحويلم داده اند.من ديگر نميتوانم حتي خيلي از حرفهاي درست را باوركنم.جديدا” گاهي شك ميكنم كه 2ضرب در 2 ميشود 4.چون بعضي ها هم ميگويند ميشود 4 تا.ولي خب اين بعضي ها خيلي حرفهاي ديگر هم ميزنند.به نظر من با آن همه دليلي كه من براي صحت گزينشم دارم اگر فقط به خاطر همين دليل هم موسوي را بر گزينم به خطا نرفته ام.
بچه كه بودم شهيد رجايي خيلي محبوب بود وميرحسين وزير كابينه او بود.ميرحسين جانشين او بود و هم از محبوبيت او وام گرفت و هم محبوبيت او را حفظ كرد.ميرحسين امانت دار خوبي براي راه رجايي بود و اصلا شايد به خاطر او سروده اند كه”راه رجابسته نيست ارچه رجايي برفت”.اما بچه هاي امروز اصلا”زياد ياد رجايي نميكنند.شايد هم كمي ازاو دلگير باشند شايد بگوييد رجايي را نديده اند خب من هم نديده بودم موقع شهادتش 5 ساله بودم اما دوستش داشتم هنوز هم دوستش دارم اما بچه هاي امروز چه؟من نظرم بر اين است كه نمادهاي رجايي در دوره هاي مختلف متفاوت بوده اند شايد در ناخودآگاه ما نماد زنده رجايي .موسوي بوده باشد اما در ناخود آگاه امروزيان قطعا”كس ديگري است و مطمئنم كه ما هنوز هم رجايي را بيشتر دوست داريم.چون نمادش براي ما جلوه هاي بيشتري از صداقت رجايي را به ارمغان مي آورد.
مير حسين را به خاطر ارزشي كه براي همسرش قائل است هم دوست دارم.ميرحسين نمونه مشهور مدير يك خانواده خوب و موفق ايراني است.وهمسرش يك الگوي در دسترس براي تمامي زنان ايراني.ميرحسين ميتواند براي ما جداي از رييس جمهور يك الگوي زنده و در دسترس از آناني باشد كه دوست داريم مثل آنان باشيم خاتمي هم اينگونه بود.
ميرحسين را به خاطر سكوتش هم دوست دارم.ميرحسين از آناني است كه از سكوت و گفتمان سكوت خوب استفاده ميكند .خيلي وقت است كه دنبال يك رييس جمهور آرام ميگرديم كسي كه به جاي هاي و هوي كار كند.ميرحسين نه به اقتضاي دوري از سياستش كه كلا انسان كم حرفيست. در اين مورد شايد او از خاتمي هم بهتر باشد الزاما” چرا يك رييس جمهور بايد حرف بزند تازه موسوي اگر پرحرف هم باشد عيبي ندارد چون در نهايت صحبت هايش يكبار پخش ميشود.ولي تصور كنيد رييس جمهور پر حرف باشد تازه صداوسيما هم پخشش را ده برابر كنه.آنموقع بايد صبر ايوب داشته باشي تا 4 سال حرفهاي تكراري يك رييس جمهور را با شدت ده برابر تحمل كني.
خلاصه كلام به موسوي راي ميدهم چون پول نفتي نمونده كه بخواهد سر سفره ام بياورد و سفره ام را بودار كنه اگر هم پولي بياره با عطر تخصص و تواناييش نوني سر سفره ما ايرانيها خواهد گذاشت.به موسوي راي ميدهم چون نميخواهم قيمت هاي انرژي تثبيت بشه چون اگر تثبيت بشه احتمالا”پشت سرش سهميه بندي ميشه و بعد هم يارانه اش حذف ميشه تصور كنيد گاز سهميه بندي بشه .برق سهميه بندي بشه.البته نگران نباشيد انرژي هسته اي سهميه بندي نميشه چون حق مسلم ماست.به موسوي راي ميدهم چون نميخواهم يكسال پياز گرون بشه يكسال سيب زميني.يكسال پرتقال گرون بشه يكسال برنج البته از بابت گوجه خيالي نيست چون من خونم به نارمك نزديكه.به موسوي راي ميدهم چون نميخواهم جمعيت ايران 120 ميليون بشه چون اگر قرار باشه كه اين اتفاق بيفته احتمالا” دو سه تا از اين جمعيت اضافي وظيفه ساخت .پرورش و بزرگ كردنشون به عهده من ميفته وشرمنده ام از بار اين مسوليت.
اما از اين نميخواهم ها كه بگذريم به موسوي راي ميدهم چون ايران را شادوآباد ميخواهم.ايراني را سرزنده وبا هويت ميخواهم.ايران را مهد سياست اخلاقي و ايراني را سمبل انسان با كرامت ميخواهم.ايران را جايي ميخواهم براي گفتگوهاي بسيار .ايران را به سربلندي و غرور دماوند ميخواهم و به نجابت كوير تفديده اش.
راستي شما براي چه به موسوي راي ميدهيد؟
سلام عزیز برادر …
تصادفا با وبلاگ-تان در « نگاه نو _ م. مصطفایی » آشنا شده وَ طرز برخوردتان را با مسائل جامعه ، حداقل بطور نسبی پسندیم وَ جسارتا بدون اجازه-تان مطلب « چرا به موسوی رأی میدهم » را پسندیده وَ ” اورژانسی ” در وبلاگم منعکس کردم _ البته با لینک وبلاگ شما ( مرجع ).
راستی فراموش کرده بودم که وبلاگ شما را به « لینکدونی » اضافه کنم ، همین چند دقیقه قبل ترتیب آترا هم دادم. امیدوارم که با حسن ظن ، نسبت به تمام این اقدامات من نگاه کنید ؛ خوشحال میشوم از نظر وَ نقد شما هم مطلع شوم.
یا علی کن مددی ،
عـبـــد عـا صـی.
سلام.
از سرچ واژه اسفيدواجان به وبلاگ شما رسيدم. پسوند فاميلي بنده اسفيدواجاني است. پدر پدرم از اهالي آنجا بوده. از آشنايي با شما خيلي خوشبختم
راستي نماينده شديد يا نه؟
انگار مي خواستيد شركت كنيد.
درود بر دوست ارجمند قدیمی
به موسوی رای می دهم چون از فریب و نیرنگ بیزارم و چون به درستی و خیرخواهی او باور دارم افزون بر این ها تجربه برنامه و مدیریت او را سودمند می دانم.
(روستاها و شهرستان ها را دریابید)
سلام و خسته نباشید .آنچه از مطالب شما برداشت کردم جز دنیایی از بدبینی و بی انصافی نبود .از شما سوال می کنم آیا گمان می کنید تاریخ و مردم با گذشت 20 سال کم کاری و خیانت برخی از دولت مردان را به فراموشی می سپارند؟آیا می توان مخفی شدن 20 ساله یک دولت مرد را به حساب خون جگر خوردن و دلسوزی وی گذاشت یا باید به حساب سکوت ناشی از خجلت وی بگذاریم؟ (کشمیری شهیدان رجایی و بهشتی چرا و چطور و در کدام دولت به ظاهر کشته و شهید شدند چرا رجوی و منافقین و تنگ نظران دول غرب حامی برخ از به ظاهر دولت مردان ما شدند ؟چرا و چطور برخی به خود اجازه دادند با آبروی یک ملت بازی کنند و مملکتی را که با خون شهدای ما آزاد شد دو دستی تقدیم بیگانگان کنند؟چرا برای همین به ظاهر مسئولیت مردم را به جان هم انداختند و دو دستگی و نفاق ایجاد کردند؟پاسخ آن هم ضررو زیان را چه کسی باید بدهد ؟خاتمی خوب بود؟دم از اسلام می زد؟قبول اما ترا به خدا با کلمات بازی نکنید و خیانت ها و اسلام گریزی های این فرد را لاپوشانی نکنید یک روز به او رای دادم و حالا خجل از اعتمادم .خنده دار است که برخی می گویند ما نگرانیم و سکوت را شکستیم تا وظیفه خود را انجام دهیم تا حالا کجا بودند آن موقع که فاصله بین فقیر و غنی از زمین تا آسمان ایجاد شد.آن روزها که برخی با ظاهر اسلام خیانت کردند و دستان گناه را فشردند؟احمدی نژاد ضعف دارد قبول اما به مردمش به عمد خیانت نکرد شاید اشتباه می کند اما نیتش خیر است .من ترجیح می دهم به یک فرد پر از اشتباه رای بدهم تا به یک فرد خیانتکار .کاش برای به دوش کشیدن این مسئولیت برخی با خون جوانان ساده و دستان خیانتکار غربیان و برخی از خودی ها پل نمی ساختند اگر مسئولیت است پس این همه زور زدن برای چیست لابد مسئولیت؟
خواهر گرامي سلام.
نوشته هاي مرا بدبيني قلمداد كرده ايد و بي انصافي.اما متاسفانه خود چنان نگاشته ايد كه بسيار بدبينانه تر از من به موسوي و خاتمي تاخته ايد.اميدوارم حالا كه نگاشته شما را بر مطالبم پذيرش كردم وارد يك بحث منطقي و دور از تعصب شويم.آنچه كه من نوشته ام حداقل در اين پست ناظر به مسايلي است كه يا خود ديده ام يا به طور مستند تقريبا در اختيار همه هست اما متاسفانه شما دقيقا به تبعيت از نامزد محبوبتان فقط با برخي اتهامات واهي هر چه خواسته ايد نتيجه گرفته ايد.من نميدانم اين چه دردي است كه در مملكت ما عده اي دايه عزيزتر از مادر شده اند.همسر و پسر شهيد رجايي .فرزندان شهيد بهشتي پشت سر موسوي ايستاده اند و بعد ما با اتهاماتي كه از محافل كيهاني و از آستين عاليجناب زورگ بيرون مي آيد هر چه را كه يك شخص انجام داده سياه ميبينيم و بعد طرف مقابلمان را بدبين و بي انصاف ميخوانيم.اگر من از نامزد محبوب جنابعالي متنفرم به خاطر دروغهايش است .من چند نمونه از اين فريبكاري ها و دروغها را مجدد بر ميشمارم اگر شما ميتوانيد مرا قانع كنيد .قبلا در مورد طرح مزورانه و دغل تثبيت قيمت ها نوشته ام باز براي يادآوري ميگويم.اين طرح در كنار بودجه سال 84 توسط مجلس ننگين و شرم آور هفتم به تصويب رسيد و قالب كلي آن قطع كردن راهي بود كه از سالها قبل آن جهت واقعي سازي پلكاني قيمت حامل هاي انرژي آغاز شده بود و پس از طي عمري در حدود 15 سال كاملا كنترل شده بود و تورم جامعه در قبال افزايش 20 درصدي ساليانه حاملهاي انرژي در پايان سال 83 به رقمي زير 15 درصد رسيده بود و جامعه در قبال اين افزايش نسبتا با ثبات و بي تنش بود.تنها تنش هاي موجود تنشهايي سياسي بود كه منشا آن نيز هيچ كس جز حاميان نامزد محبوب شما نبودند.نامزد محبوب شما كه در آن سالها سمت شهرداري تهران را بر عهده داشت شبي به همره يار سابق و دشمن فعليش دكتر محمد خوش چهره به همراه دوست ملت اسراييل جناب ا.ر.م در برنامه اي به نام پرسمان كه در آن سالها به مناسبت سال پاسخگويي پخش ميشد شركت كرده و رسما” افزايش قيمتها به صورت پلكاني را به تمسخر گرفتند و همه دلايل را زير سوال بردند .متعاقب آن مجلس مايه ننگ هفتم طرح را در مقابل عجز و لابه هاي بيشمار خاتمي و ديگر دلسوزان جامعه تصويب كرد . حال من يك سوال دارم چگونه است كه پس از كلي مانور تبليغاتي روي طرح پرداخت نقدي يارانه ها اين طرح در ميان دولتيان و مجلسيان به شكل همان طرح قديمي(افزايش پلكاني قيمتها) و با اسم هدفمند سازي و نقدي كردن يارانه ها مطرح و به آستانه تصويب ميرسد واز آن به عنوان جراحي بزرگ اقتصادي نام برده ميشود اما كسي دم بر نمي آورد كه اين همان باز گشت به رويه 5 سال قبل است و تنها عايدي اصولگرايان براي اين مملكت وقفه 5 ساله در هدفمند كردن يارانه ها بوده و كلي خسارت و تورم شديد در 3 سال گذشته.
موضوع د يگر مساله هسته اي است .در دولت اول آقاي هاشمي پس از سالها سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران به پايان نيمه عمر خود رسيد و با توجه به ضرورت فعاليت اين رآكتور براي مصارف راديو دارويي وپزشكي و كشاورزي با مكاتبه با آژانس انرژي اتمي اين سوخت اگرچه سخت اما توسط كشورهاي توليد كننده به ما فروخته شد.پس از تحويل گرفتن دولت توسط نامزد محبوب شما شعارهاي زيادي داده شد اما پس از اين همه جنجال باز هم ما براي سوخت رآكتور تهران دست به دامان غرب شديم .سوال اين است كه چگونه است كه خريد سوخت بدون هزينه هاي جانبي و بي سروصدا در 16 سال پيش پيروزي بزرگ و ملي و غرور آفرين نبوده اما امروز پس از تحمل اين همه هزينه پيروزي بزرگ و غرور آفرين خوانده ميشود.
نوشته ايد خاتمي اسلام گريز است قطعا” خاتمي موسوي و امثال بنده از اسلامي كه تبلور نظري آن در كيهان و موسسه امام خميني قم و تبلور عملي آن در كهريزك و دادگاههاي ايران است گريزانيم.اصلا موسوي و خاتمي جز به خاطر اينها احساس خطر نكردند.
نوشته ايد نامزد محبوب شما نيتش خير است حال آنكه هر روز كه از پس روزي ديگر در اين ديار دير پا طلوع ميكند من گمانم بر عمدي بودن وخائنانه بودن اقدامات اين مرد ثابت و راسخ تر ميشود.
خواهر گرامي نفاق روزي ايجاد شد كه عده اي علي را از پس پيامبر به حاشيه راندند و خود بر متن سوار شدند.نفاق محصول بيست و اندي سال خانه نشيني علي و ياران علي است و شما خود بهتر ميدانيد كه در اين انقلاب كه الگويش به حق قيام رسول الله است ما هنوز ياران حاشيه نشين را به مصدر نديده ايم تا نقاب از رخ منافقان بر افتد و شما ببينيد چه كساني فتنه را چون شتري مست از مسند و تريبون خويش پي كرده و امت را چون خس و خاشاك خوراك اين اشتر مست كردند.