Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

پس از مدتها مجددا» سلام.

مدتي است كه ميخواهم  براي تقدير اززجري كه برخي آزادگان كمتر شناخته شده اين سرزمين در اين روزها ميكشند مطلبي بنگارم .بهانه اش از مدتها پيش فراهم شد دوستي با يكي از اين احرار اما زمانش فراهم نشد تا امروز كه سالروز شهادت بزرگ بانوي دو عالم روز آغاز زندگي بدون همسر براي بزرگ مظلوم عالم مولاي متقيان علي (ع) است.پس اين را امروز به ياد امين الله مينويسم براي آزادگاني كه ستم وارده بر آنها جنسي متفاوت دارد.ستمي مانند آنچه كه علي از امشب به بعد متحمل ميشود ولي با شدتي كمتر.

در دوران چهار ساله دبيرستان دوستان و همكلاسي هايي داشتم كه پس از اتمام سال چهارم ارتباطم جز با عده معدودي از آنان كاملا» قطع شد.ما در دبيرستان آيت الله منتظري شهر نجف آباد درس ميخوانديم و علي القاعده بنا بر بافت و فضاي شهر بايد پس از اتمام تحصيلات دبيرستان باز هم يكديگر را مي ديديم اما نميدانم چه شد كه ديگر خيلي از دوستان را نديدم.تحصيل هر يك از اين دوستان در يك دانشگاه و پس از آن تشديد فعاليت هاي سياسي من در دانشگاه اصفهان عملا» باعث بي خبري مطلق شد و پس از آن هم ادامه تحصيل در تهران و زندگي و كار در اين شهر مرا به كلي از حال و هواي سالهاي دبيرستان جدا كرد.البته هنوز با بخشي از آنها كه همسايگي و صميميت و قرابت بيشتري داشتم ارتباط داشته و دارم اما از امين الله هيچ خبري نداشتم.امين الله از جنسي بود كه تنها چيزي را كه در موردش پيش بيني نميكردم پيچيدن زندگيش با زندگي سياسي درايران بود.اصولا» مردم نجف آباد فرهيختگي و آبديدگي خاصي در پيچ و خم سياسي اين مملكت يافته اند لذا هميشه آنها را يك گام جلوتر از جنجالهاي سياسي جامعه يافته ام.و نمونه برجسته اش مرجع و عارف كامل و عالم عامل حضرت آيت الله منتظري (قدس سره) است.خوب به ياد دارم در ايام كودكي در اوايل دهه شصت در كارخانه پدرم يكي از دوستان نجف آبادي پدرم چگونه ايشان را در باب تاخير در امر پرداخت ماليات شماتت ميكرد و بعدتر ديدم كه اين مردم چگونه از سوي حكومتي كه اينگونه برايش جان و مال فشاندند آزرده شدند.مردمي كه به نسبت جمعيت بيشترين شهيد را در جبهه هاي جنگ تقديم كردند و بيشتري مهاجر جنگ زده را در شهر خويش پذيرايي كردند و بعد بيشترين موج بازدداشت و زندان را در ميان مردم مذهبي اين شهر ديدم.آنچه كه گفتم به هيچ عنوان بيان كننده سرخوردگي مردم نبود.برعكس مردم اين شهر در فضاي آگاهي ومطالعه سياسي بسيار با نشاط بودند.كسبه اي كه در روي پيشخوان مغازه كتب دكتر عبدالكريم سروش و….را براي مطالعه در وقت فراغت نگاه ميداشتندنشان از مردمي با نشاط در فضاي آگاهي و علم داشتند.مردمي كه آگاه بودند اما در عين حال ساده هم بودند.سادگي دروغين نه .سادگي حقيقي .نه آن چيزي كه ا.ن در رفتارهاي پوپوليستي اش نشان ميدهد.مردمي كه ابتدا سادگي را آموختند و بعد رفتار كردند.در مجموع دانش سياسي در اين شهر موج ميزد اما كنش و رفتار سياسي نه.آنها در دروغ ها و تزويرها غرق نشدند.و من در سالهاي ابتدايي دهه هفتاد با امين الله همكلاسي بودم و او هم مانند ديگر مردمان اين شهر كنش سياسي نداشت.دانش آموزي كه اتفاقا» شيطنت هاي نوجوانيش هيچ نشاني از زندگي اكنونش نداشت.سالها گذشت تا در وقايع پس از انتخابات جنجالي سال 88 نامي درخشان بر تارك جنبش دانشجويي و دفتر تحكيم وحدت نشست وبر سر زبانها افتاد.»بهاره هدايت».در آن روزهاي آشفته بازار كه امثال من نگران پيشروي كودتا تا اعماق جامعه و دستگيري و سركوب بسيار شديد بوديم نامهايي چون «بهاره هدايت».»شبنم مدد زاده».»مجيد توكلي» ….. حماسه سازاني بودند كه تلاش و تحملشان آگاهي را به اعماق وجودي جامعه رساند و جنبشي با نام ورسم سبز شكل گرفت و با استقامت اينان سنگر به سنگر هجمه كودتا در تسخير مغز و قلب مردمان به عقب رانده شد و اينك ما ميباليم كه اگرچه قدرت در دست كودتاگران است اما جان ودل مردم با ماست.با مرام سبز مير ماست.والبته در اين مدت تقدير فراواني از اين احرار زمانه صورت پذيرفت.از ديدار مير سبز و بانوي سبز از خانواده اين دوستان تا پيش از حصر و حضور مردم در تجمعات سبز به نشانه پشتيباني از راه آنان و فضاي مجازي كه در تسخير سبزها بود.و اما من هنوز نمي دانستم كسي كه با نام امين احمديان گاه و بيگاه نامش در رسانه ها به عنوان همسر «بهاره هدايت» .»سبز» ميشود همان امين الله خودمان است.تا اواخر اسفند سال 89 كه ناگهان با عكسي آشنا در وبسايت كلمه مواجه شدم كه از وصال يارش در حضور عوامل دادستاني پس از 320 روز خبر ميداد.آري امين الله بود .نميدانم چرا قالب صورتش مرا در آن لحظه به ياد دكتر احمد زيد آبادي انداخت شايد او هم در اين 2 سال وضعي بهتر از دكتر احمد نداشته.و ناگهان قلبم براي فراق اين دوست از يار هميشگي اش شكست.به تمام معنا شكست.جز يك مدت بسيار كوتاه من چنين زجري را تحمل نكرده ام.آن هم نه اينچنين كه من آزاد و يارم در ميان بنديان.اما ميتوانم بخشي از عذابي را كه در اين مدت به امين الله گذشته لمس كنم.به مناسبت تولد «بهاره» همه پيام فرستادند. از دكتر سروش گرفته تا همه جوانان سبز.اما نميدانم كسي هست كه به امين الله براي زجري كه خودش ميكشد تسلا دهد.دردي كه او به بهانه عشق ميكشد به نوعي مقدس است.او را ميتوان  از آناني ناميد كه در راه عشق سر به وادي پر از بلايي گذاشته اند كه شايد هيچگاه در مخيله اش نميگنجيد.وهب بن عبدالله و زهير بن قين در ركاب حسين بن علي(ع) هيچگاه روز پر بلاي عاشورا را نميديدند ولي چه خوب در اين صحنه باليدند و رفتند.امين الله ما هم آنجا كه همسرش را به هميشه دوست داشتنش نويد داد امتحان را تمام كرد.خدايا به حق زهراي مرضيه و به حق مصيبتي كه بر اول مظلوم عالم در اين روز رفت وصال اين زوج هميشه سبز را برسان.روزي كه ملتي وصال دوباره اين دو و همه اسراي سبز با خانواده هايشان را جشن بگيرد.

التماس دعا

دوستان سلام
درست يكسال از ارسال آخرين پستم ميگذرد و من اين روزها متحيرم چگونه اين يكسال گذشت سالي كه با محنتي بزرگ و جانكاه در ابتدايش پست قبليم را نوشتم.درست يكسال از عروج عارفانه مردي ميگذرد كه تا زنده بود مهرش نگذاشت آتش بلا دامن حاكمان اين سرزمين را بگيرد.
آري سخن از عالم عامل.مجاهد نستوه في سبيل الله .اسوه آزادگي و وارستگي مرحوم حضرت آيت الله العظمي منتظري است.به ياد دارم سالها پيش به يكي از دوستان در نجف آباد ميگفتم شما تا آقا زنده است منتظر عذاب براي مزاحمينش نباش با تغير علت را جويا شد.در پاسخ به او گفتم:ايشان براي اين انقلاب و حاكمانش حكم پدري را دارد كه از دست فرزند متمرد و سركشش دل خون است اما در نهايت تا زنده است گزندي به فرزند نمي رسد .آنگاه براي اين دوست مثالهايي را از پدراني آوردم كه به محض سر گذاشتن بر بالين ابديت فرزندان جفا پيشه شان به فلاكت و سيه روزي افتاده اند.به آن دوست گفتم آنهايي كه در حق آيت الله عمدا» و سهوا» جفا ميكنند دقيقا»تا روز وصال حضرتش مهلت دارند و پس از آن روزهاي سيه روزيشان شروع ميشود.
انتخابات پارسال و حوادث پس از آن از نظر من هشداري بود كه متاسفانه به آن توجه نشد و لذا از سوم محرم پارسال سيه رويان تاريخ سي ساله اين سرزمين هر روز در باتلاق خود ساخته شان گرفتارتر ميشوند.از وقايع ننگين و دلخراش عاشوراي پارسال گرفته تا به سالروز درگذشت ايشان كه طرح موسوم به هدفمندي كليد خورده و اين دولت پر از دروغ را به ورطه گردابي عميق تر انداخته است هر چه ديده ام تلخكامي هايي بوده كه نصيب آقايان شده و البته مردمي هم كه در اين ساليان بس دراز سكوت كرده و انحرافات را ديده اند حتما» نصيبي خواهند داشت از اين تلخي ها.

آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستند رفتند و شهر خفته ندانست كيستند

سال گذشته با اين تفكرات به قم رفتم و همچون ديگر قطرات آن جمعيت ميليوني در آن وداع تلخ اما پرشكوه شركت كردم و يكسال تمام نظاره كردم آنچه كه پيشتر پيش بيني كرده بودم و البته در احوالات حضرت آيت الله منتظري قدس الله نفسه الزكيه جز زيبايي نديدم.احوالي كه خدا جز بر بندگان پارسا و با تقوايش نميخواهد.همان احوالاتي كه همام را به شوقش قبض روح كرد.و منتظري را هم روز به روز در فرو رفتن در رنج امتحانات و ابتلاي دنيا مشتاق تر كرد چه آنكه او در پس آن روزهاي سخت حصر و فشار احوالات خوش متقيان را مي ديد و خوشا به حال او.وخوشا به حال او و بدا به حال آنانكه در فرصت چند ماهه پارسال(از انتخابات تا روز عروج ايشان)فرصت شناخت و درك ايشان را از دست دادند.يادش به خير و روحش شاد .
از سال گذشته به واسطه برخي فشارها و توبيخ ها در فضاي بيروني و به خصوص محيط كار فعاليت در اين محيط را متوقف و به ديگر ابعاد فضاي مجازي در بعد اطلاع رساني رفتم كه البته آن هم زياد پنهان نبود اما به واسطه گستره مخاطبانش و نحوه فعاليتش موثر تر وكم هزينه تر است.به هر روي تلاش خواهم كرد چراغ اين وبلاگ را روشن نگاه دارم حال كه چلچراغمان را هم خموش كرده اند.
به اميد روزهاي خوبتر براي ايران و ايراني.

دوستان سلام.
نميدانم روزهاي خوب خدا كي مجددا به اين آب و خاك لبخند دوباره خواهد زد.اما در اين روزهاي شب گونه ذره ذره اميدهاي اندك ما را براي تابيدن آفتاب تيره ميسازد .خبر يك پيام كوتاه بود كه توفاني در دل ميليونها ايجاد كرد.
رحلت مصداق خوبي و روشني در اين شب سياه بر همه اميدواران تسليت باد.
آيت حق منتظري به حق پيوست……و اندوه و غم تواني براي بيشتر نوشتن نميگذارد اين روزها بايد در قم بود و در غم….

سلام.پس از مدتها وبلاگم كه ديگر توسط خودم هم خوانده نميشد خوانده شد و البته در پاسخ به نوشته يك خواهر گرامي بنده هم مطلبي نگاشتم كه تصميم گرفتم آن را پست كنم.منتها در ابتدا بايد پاسخي به سوال برخي دوستان در مورد تفال به قران بدهم.بايد بگويم كه من هنوز به قرآن تفال ميزنم همانگونه كه دوستان ميدانند قرآن از لحاظ ادبي يك نثر پريشان است لذا هر كسي برداشت خاصي از تفال به قرآن ميكند و بنده به اين نتيجه رسيدم كه اين تفالات در صورت اعلان رسمي شدن در آينده زمينه برخي تعصبات و يا دين زدگي ها را فراهم كند لذا تصميم گرفتم از انتشار آنها خودداري كنم.و اما پاسخ من به يكي از پي نوشت ها

خواهر گرامي سلام
نوشته هاي مرا بدبيني قلمداد كرده ايد و بي انصافي.اما متاسفانه خود چنان نگاشته ايد كه بسيار بدبينانه تر از من به موسوي و خاتمي تاخته ايد.اميدوارم حالا كه نگاشته شما را بر مطالبم پذيرش كردم وارد يك بحث منطقي و دور از تعصب شويم.آنچه كه من نوشته ام حداقل در اين پست ناظر به مسايلي است كه يا خود ديده ام يا به طور مستند تقريبا در اختيار همه هست اما متاسفانه شما دقيقا به تبعيت از نامزد محبوبتان فقط با برخي اتهامات واهي هر چه خواسته ايد نتيجه گرفته ايد.من نميدانم اين چه دردي است كه در مملكت ما عده اي دايه عزيزتر از مادر شده اند.همسر و پسر شهيد رجايي .فرزندان شهيد بهشتي پشت سر موسوي ايستاده اند و بعد ما با اتهاماتي كه از محافل كيهاني و از آستين عاليجناب زورگ بيرون مي آيد هر چه را كه يك شخص انجام داده سياه ميبينيم و بعد طرف مقابلمان را بدبين و بي انصاف ميخوانيم.اگر من از نامزد محبوب جنابعالي متنفرم به خاطر دروغهايش است .من چند نمونه از اين فريبكاري ها و دروغها را مجدد بر ميشمارم اگر شما ميتوانيد مرا قانع كنيد .قبلا در مورد طرح مزورانه و دغل تثبيت قيمت ها نوشته ام باز براي يادآوري ميگويم.اين طرح در كنار بودجه سال 84 توسط مجلس ننگين و شرم آور هفتم به تصويب رسيد و قالب كلي آن قطع كردن راهي بود كه از سالها قبل آن جهت واقعي سازي پلكاني قيمت حامل هاي انرژي آغاز شده بود و پس از طي عمري در حدود 15 سال كاملا كنترل شده بود و تورم جامعه در قبال افزايش 20 درصدي ساليانه حاملهاي انرژي در پايان سال 83 به رقمي زير 15 درصد رسيده بود و جامعه در قبال اين افزايش نسبتا با ثبات و بي تنش بود.تنها تنش هاي موجود تنشهايي سياسي بود كه منشا آن نيز هيچ كس جز حاميان نامزد محبوب شما نبودند.نامزد محبوب شما كه در آن سالها سمت شهرداري تهران را بر عهده داشت شبي به همره يار سابق و دشمن فعليش دكتر محمد خوش چهره به همراه دوست ملت اسراييل جناب ا.ر.م در برنامه اي به نام پرسمان كه در آن سالها به مناسبت سال پاسخگويي پخش ميشد شركت كرده و رسما” افزايش قيمتها به صورت پلكاني را به تمسخر گرفتند و همه دلايل را زير سوال بردند .متعاقب آن مجلس مايه ننگ هفتم طرح را در مقابل عجز و لابه هاي بيشمار خاتمي و ديگر دلسوزان جامعه تصويب كرد . حال من يك سوال دارم چگونه است كه پس از كلي مانور تبليغاتي روي طرح پرداخت نقدي يارانه ها اين طرح در ميان دولتيان و مجلسيان به شكل همان طرح قديمي(افزايش پلكاني قيمتها) و با اسم هدفمند سازي و نقدي كردن يارانه ها مطرح و به آستانه تصويب ميرسد واز آن به عنوان جراحي بزرگ اقتصادي نام برده ميشود اما كسي دم بر نمي آورد كه اين همان باز گشت به رويه 5 سال قبل است و تنها عايدي اصولگرايان براي اين مملكت وقفه 5 ساله در هدفمند كردن يارانه ها بوده و كلي خسارت و تورم شديد در 3 سال گذشته.
موضوع د يگر مساله هسته اي است .در دولت اول آقاي هاشمي پس از سالها سوخت رآكتور تحقيقاتي تهران به پايان نيمه عمر خود رسيد و با توجه به ضرورت فعاليت اين رآكتور براي مصارف راديو دارويي وپزشكي و كشاورزي با مكاتبه با آژانس انرژي اتمي اين سوخت اگرچه سخت اما توسط كشورهاي توليد كننده به ما فروخته شد.پس از تحويل گرفتن دولت توسط نامزد محبوب شما شعارهاي زيادي داده شد اما پس از اين همه جنجال باز هم ما براي سوخت رآكتور تهران دست به دامان غرب شديم .سوال اين است كه چگونه است كه خريد سوخت بدون هزينه هاي جانبي و بي سروصدا در 16 سال پيش پيروزي بزرگ و ملي و غرور آفرين نبوده اما امروز پس از تحمل اين همه هزينه پيروزي بزرگ و غرور آفرين خوانده ميشود.
نوشته ايد خاتمي اسلام گريز است قطعا” خاتمي موسوي و امثال بنده از اسلامي كه تبلور نظري آن در كيهان و موسسه امام خميني قم و تبلور عملي آن در كهريزك و دادگاههاي ايران است گريزانيم.اصلا موسوي و خاتمي جز به خاطر اينها احساس خطر نكردند.
نوشته ايد نامزد محبوب شما نيتش خير است حال آنكه هر روز كه از پس روزي ديگر در اين ديار دير پا طلوع ميكند من گمانم بر عمدي بودن وخائنانه بودن اقدامات اين مرد ثابت و راسخ تر ميشود.
خواهر گرامي نفاق روزي ايجاد شد كه عده اي علي را از پس پيامبر به حاشيه راندند و خود بر متن سوار شدند.نفاق محصول بيست و اندي سال خانه نشيني علي و ياران علي است و شما خود بهتر ميدانيد كه در اين انقلاب كه الگويش به حق قيام رسول الله است ما هنوز ياران حاشيه نشين را به مصدر نديده ايم تا نقاب از رخ منافقان بر افتد و شما ببينيد چه كساني فتنه را چون شتري مست از مسند و تريبون خويش پي كرده و امت را چون خس و خاشاك خوراك اين اشتر مست كردند.

باسلام.
هفته گذشته در مسافرت بودم و صحنه هاي شور آفريني از موج سبز در جاده هاي ايران مشهود بود.متاسفانه تفاءل هفته گذشته ام روز شنبه انجام شد و تا كنون نتوانسته ام آنرا به روي وب بياورم لذا اكنون متن ترجمه آن تفاءل كه آيات63 تا 73 سوره احزاب بود را در اين پست قرار ميدهم و در پست بعدي آيات مربوط به تفاءل امروز جمعه 30 مرداد رامي نگارم .

به نام خداوند بخشنده مهربان
مردم از تو مي پرسند كه ساعت قيامت كي خواهد بود؟جواب ده كه آنرا خدا ميداند و بس.و تو چه ميداني(بگو به اين مردم غافل)شايد آن ساعت بسيار موقعش نزديك باشد.
خدا كافران را لعن كرده و بر آنان آتش افروخته دوزخ مهيا گردانيده است.
كه در آن دوزخ هميشه معذبند و (بر نجات خود)هيچ يار و ياوري نخواهند يافت.
در آن روز صورتهاشان در آتش همي بگردد و(فرياد پشيماني از دل بركشندو)گويند اي كاش ما (در دنيا)خدا و رسول را اطاعت ميكرديم.
و گويند اي خدا ما اطاعت امر بزرگان و پيشوايان(فاسد ) خود را كرديم كه ما را به راه ضلالت كشيدند.
و تو اي خدا عذاب آنان را (سخت و )مضاعف ساز و به لعن و غضب بزرگ و شديد گرفتارشان گردان.
اي كسانيكه ايمان آورده ايد شما مانند آن مردمي نباشيد كه پيغمبرشان موسي را (به تهمت زنا و قتل هارون و ديگر عيبجويي ها )بيازردند تا آنكه خدا او را از آنچه گفتند منزه ساخت( و پاكدامني اش بر همه روشن گردانيد.)و او نزد خدا (پيغمبري )آبرومند و محترم بود.
اي اهل ايمان متقي و خدا ترس باشيد و هميشه به حق و صواب سخن گوييد.
تا خدا اعمال شما را (به لطف خود)اصلاح فرمايد و از گناهان شما در گذرد.وهركه خدا و رسول را اطاعت كند البته به سعادت و فيروزي بزرگ نايل گرديده است.
ما بر آسمانها و زمين و كوههاي عالم (و قواي عالي و داني ممكنات) عرض امانت كرديم (و به آنها نور معرفت و طاعت و عشق و محبت كامل حق يا بار تكليف يا نماز و طهارت يا مقام خلافت و ولايت و امامت را ارائه داديم) همه از تحمل آن امتناع ورزيده و انديشه كردند و انسان (ناتوان) آن را بپذيرفت انسان هم(در مقام آزمايش و اداء امانت) بسيار ستمكار و نادان بود( كه اكثر به راه جهل و عصيان شتافت).
(اين عرض امانت) براي آين بود كه خدا مرد و زن منافق و مرد و زن مشرك همه را به قهر و عذاب گرفتار كند و از مرد و زن مومن(به رحمت) در گذرد و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه

ضمن تبريك فرا رسيدن ماه ميهماني خدا از همه دوستان تقاضا دارم دعا براي شادي روح شهداي آزادي و آزادي اسيران در بند دشمن غدار را فراموش نكنيد.

با سلام
در پست قبلي تفالي از قران را به نگارش آوردم كه براي من بسيار مايه اميد است.اصولا» كساني كه تاريخ مبارزات انقلابيون مسلمان ايراني را نيك نگريسته اند به خوبي در مي يابند كه قران چه پناه و ملجاء مستحكمي براي آنان بوده است. اگر چه من نميتوانم خود را به اين افتخار بيارايم كه يك انقلابي هستم اما بسيار خرسندم كه از هواداران خط امام و خط اصيل انقلاب اسلامي و از دوستداران پيشگامان كنون در بند اين عرصه سخت هستم.لذا جديدا» تصميم گرفتم كه با تاءسي از آنان به قرآن پناه ببرم.و در تصميم ديگري قصد دارم بخشي از مطالبم را به تفاءل به قران كريم در هر صبح جمعه بعد از نماز صبح اختصاص دهم.بدينوسيله هم اميد را پيش روي خود و خوانندگان وبلاگم قرار داده هم در وب نگاري صاحب نظم شده و ركود به سراغ وبلاگم نخواهد آمد.
تفآل امروز صبح من در جمعه مصادف با نيمه شعبان سالروز ميلاد منجي زيباي عالم بشريت آيات 171 الي178 سوره اعراف است كه ترجمه آن به شرح زير است:

به نام خداوند بخشنده و مهربان
و آنگاه كه كوه طور را از جاي بركنديم و مانند قطعه ابري بر فراز سر آنها بر آورديم كه پنداشتند بر آنها فرو خواهد افتاد(وامر كرديم)دستور توراتي كه به شما آمد با قوت (ايمان و عقيده محكم)اخذ كنيد و آنچه در آن مذكور است متذكر شويد باشد كه پرهيزكار شويد.
و به ياد آر هنگامي كه خداي تو از پشت فرزندان آدم ذريه آناها را بر گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟همه گفتند بلي ما گواهي دهيم .(برخي مفسرين گفتند:مراد ظهور ارواح فرزندان آدم است در نشاءه ذر و عالم روح و گواهي آنها به نور تجرد و شهود به توحيد خدا و ربانيت اودر عوالم ملك و ملكوت.)(و ما اين گواهي گرفتيم) كه ديگر در روز قيامت نگوييد:ما از اين واقع غافل بوديم.
يا آنكه نگوييد كه منحصرا»پدران ما به دين شرك بودندو ما هم فرزندان بعد از آنها بوديم آيا به عمل زشت اهل باطل ما را به هلاكت خواهي رسانيد؟
و بدين گونه ما آيات خود را تفصيل ميدهيم(تا آيات ما را بفهمند)و باشد كه بازگردند.
و بخوان بر اين مردم(بر قوم يهود)حكايت آن كس(بلعم باعور) را كه ما آيات خود را به او عطا كرديم و او از آن آيات بيرون رفت و شيطان او را تعقيب كرد تا از گمراهان عالم گرديد.
و اگر ميخواستيم به آن ايات او را رفعت و مقام مي بخشيديم ليكن او به زمين (تن) فروماند و پيرو هوي نفس گرديد و در اين صورت مثل و حكايت حال او به سگي ماند كه اگر بر او حمله كني و يا او را به حال خود واگذاري به عوعو زبان كشد. اين است مثل مردمي كه آيات ما را بعد از علم به آن تكذيب كردندپس اين حكايت بگو باشد كه به فكر آيند.
مثل حال گروهي كه آيات ما را تكذيب كردند و به خويش ستم مي كردند بسيار بد مثلي است.
هر كه را خدا هدايت فرمايد هم اوست كه هدايت يافته و آنها را كه به گمراهي واگذارد هم آنان زيانكاران عالمند.

راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
در پايان با شعري از استاد هوشنگ ابتهاج(سايه) سخن به پايان برده با آرزوي طلوع عيدي خالي از ظلم شما را به خدا ميسپارم.
ياران من به بند
در دخمه هاي تيره و تاريك باغ شاه
در عزلت تتب آور تبعيدگاه خارك
در هر كنار و گوشه اين دوزخ سياه.

با سلام
امروز نزديك 50 روز از انتخابات پر شكوه 22 خرداد ميگذرد.انتخاباتي كه به حق بزرگترين جلوه تمدن بزرگ ايران بود. تمدني كه قبل از اسلام بسياري از جلوه هاي ناب اسلام ناب محمدي را در خود داشت.تمدني كه از دروغ و نيرنگ و كشتار بيگناهان بيزار بود.ولي افسوس كه اين انتخابات پر شكوه با سحر و جادوي همه قابيليان از نمرود و فرعون گرفته تا ابوجهل و ابوسفيان ها رنگ تقلب و تزوير و خون به خود گرفت.در اين مدت مطلبي ننوشتم چون منعتقد بودم نيازي نيست به حرف چرا كه امتي را سر تا پا عمل مجهز به سكوت ميديدم.البته همانگونه كه به يكي از دوستان گفتم آنچه كه من در صحنه ايران پس از انتخابات ديدم همه زيبا بود .مردمي كه با تمام وجود فرياد سكوت خويش را ابراز ميكردند و براي نام ايراني پس از سالها بي آبرويي در جهان آبرويي تازه خريدند.خصوصا» كه اين زيبايي به رنگ خون نداها نگار شد و به آه رستم هايي جديد براي سهرابشان نوا گرفت و بااشكهايي براي اشكان ها تازگي يافت.تنها افسوس من از آن است كه نتوانستم تنبيه كساني را ببينم.اگر چه به اعتقاد انساني و مسلماني دير نميبينم روزي را كه آن تنبيه نيز فرا خواهد رسيد.اما اي كاش اين تنبيه در همين زمانه صورت ميگرفت.قبل از آن كه بغضها مشت شود و به رسم كينه آراسته و مملكت در آتش اين خشم برون ريز در سلسله انقلابها پيوسته.اين روزها روز هاي سبزي است و اي كاش با تدبيري اين سبزي به بار بنشيند كه اگر اين سبزي هرز برود باغ و بوستان را به هيزمي بدل ميسازد كه آتشش بسيار سوزاننده خواهد بود.در اين روزها آرام دل من فقط قرآن است. تفالي به قران زده ام بر آيات79 تا88 از سوره يونس كه ترجمه اش را برايتان مينگارم اميد كه روشني بخش راه همه باشد.
«به نام خداوند بخشنده و مهربان»
وفرعون(به اتباعش) گفت هر كجا ساحريماهر و داناست همه را نزد من حاضر كنيد.
آنگاه كه ساحران همه حاضر شدند موسي به ساحران گفت كه شما اول بساط سحر خود را بيندازيد.
آن گاه كه ساحران بساط جادو انداختند موسي گفت:خدا البته سحر شما را باطل خواهد كرد كه خدا هرگز عمل مفسدان را اصلاح نكند.
و خدا به( آيات و)كلمات خود حق را تا ابدپايدار گرداندهر چند بدكاران عالم راضي نباشند.
پس كسي به موسي ايمان نياورد جز قبيله او آن هم به با حال خوف و تقيه از فرعون و مهتران و اتباعش كه مبادا فرعون در صدد فتنه و قتلشان بر آيد كه فرعون در زمين بسيار علو و سركشي داشت و سخت متعدي و ستمكار بود.
و موسي گفت اي قوم من شما اگر به حقيقت ايمان به خدا آورده و اگر به راستي تسليم فرمان او هستيد بر او توكل كنيد.
پيروان موسي نيز همه گفتند:ما بر خدا توكل كرديم بار الها ما را دستخوش فتنه اشرار و قوم ستمكار مگردان.
و مارا به رحمت و لطف خود از شر كافران نجات ده.
و به موسي و برادرش(هارون)وحي كرديم كه شما براي پيروانتان در شهر مصر منزل گيريد و (اكنون كه از بيم فرعونيان به مساجد نتوانيد رفت)خانه هايتان را قبله و معبد خود قرار دهيد و نماز به پا داريد و (تو هم اي رسول)مومنان را (به فتح در دنيا و بهشت در آخرت) بشارت ده.
و موسي عرض كرد:بار الها تو به فرعون و فرعونيان در حيات دنيا ملك و اموال و زيورهاي بسيار بخشيدي كه_پروردگارا_بدين وسيله بندگان را از راه تو گمراه كنند بار خدايا اموال آنان را نابود گردان و دلهايشان را سخت بربند كه ايمان نياورند تا هنگامي كه عذاب دردناك را مشاهده كنند.
راست گفت خداوند بزرگ وبلند مرتبه

هر كس ميتواند از اين آيات برداشتي داشته باشد ولي اين جواب نيتي بود كه من در تفال به قران كريم گرفتم و اكنون اگرچه ظاهري بر افروخته از اين همه بيداد دارم اما از درون صاحب ضميري شاد و روحي اميدوار و قلبي مطمئن شده ام.با شعري از استاد شفيعي كدكني كه نصيحتي است به فرعونيان زمانه صحبت خويش را به پايان ميبرم:
پيش از شما به سان شما بي شمارها
با تار عنكبوت نوشتند روي باد
كاين دولت خجسته جاويد زنده باد!!؟

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.